{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که:

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که:
پدر تنها قهرمان بود.
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد.
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند.
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود.
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
دیدگاه ها (۴)

وقتی گریه کردم گفتند بچه ای! وقتی خندیدم گفتند دیوا...

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد.پیامبری از کنار خانه ی ما رد...

می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است...

B-)

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

پیشینهٔ خانوادگی سهراب سپهری برمی گردد به یکی از اصیل‌ترین و...

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

بچه هاااااااااااامن کلا نارو رو خاک کردم مرددیگه نارو وجودی ...

# فصل دوم: در میانه‌ی طوفانسکوت بعد از اعتراف سینا، سکوتی نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط