{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bd d

Bₐₙd ₐᵢd
ₚₐᵣₜ : ⁵

بار پر از مافیا بود و دود سیگار و بوی الکل همه جا رو برداشته بود .

کمی دست تهیونگ را فشرده و با ترس به اطراف نگاه کرد ، همه جا پر از مافیا های ترسناکی بود که الکل می‌نوشیدند یا درحال قمار کردن بودند .

تهیونگ جونگکوک را به گوشه ای خلوت تر برد که جیمین نشسته بود درحالی که الکل می‌نوشید با گوشیش رو می‌رفت .

جیمین با دیدن تهیونگ لبخندی زد دوست تکان داد
_ اوه بلاخره اوم.....
با دیدن جونگکوک خشکش زد

تهیونگ کنار جیمین نشست و جونگکوک را روی پایش گذاشت و با سردی به جیمین نگاه کرد
+ چته ؟
_ این که دختر نیست ، دیوونه شدی ؟!

و متعجب به جونگکوک که به خودش خیره شده بود نگاه کرد
+ قبلا بهش گفتم از دخترا خوشم نمیاد ، مشکل خودشه ( باباش منظورشه )

جیمین آهی کشید دست به سینه به صندلی تکیه داد
_ یا دیوونه ای یا خیلی جرات داری
و به ظاهر معصوم جونگکوک که آرام نشسته بود و با انگشتانش بازی می‌کرد خیره شد

_ حالا این خوشگله رو از کجا آوردی ؟
تهیونگ با عصبانیت به جیمین نگاه کرد
+ خفه شو

جیمین آرام خندید
_ من فقط دارم حقیقت رو میگم ، واقعا خیلی گوگولیه
و لپ های پنبه ای جونگکوک را کشید

جونگکوک گیج به جیمین نگاه کرد
_ وای تو واقعا خیلی خوشگلی دلم می‌خوام بالا کنم و بچلونمت
با ذوق گفت

تهیونگ دستانش را دور کمر جونگکوک حلقه کرد و کاملا به خودش چسباند
+ یه بار دیگه بهش دست بزنی می‌کشمت
با سردی و جدیت گفت و به جیمین نگاه کرد .

....ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

نویسنده صحبت می‌کنه....سلام :)از اونجایی که فیک خیلی کند دار...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁴تهیونگ وارد شد و به جونگکوک نگاه کرد _ زود ح...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ³وقتی لباسش را بالا زد ، کمر باریک و شکم سفید...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ²مرد با تعجب به تهیونگ نگاه کرد _ چ....چی ؟ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط