فصل شب دردناک
فصل۲ |شب دردناک|
پارت ۱۶۰
با گذاشت بوسی رو دست همسرش مشغول خوردن شام شدن ... جی کی: کیک کجاشت میشه موزی باشه
ایل یانگ: آره تولده ع...خانم ات هستش نباید اینجوری بگی
جونکوک: درست مثل باباش داره حرف میزنه
ات : آره انگار خودشه ... راستی برای همه چی ممنون جئون جونکوک خوشحال ام کردی
جونکوک: کاری نکردم عشقم تولدت مبارک خوبه که به دنیا اومدی اینم کادو تولدت
جعبه را برداشت و نیم نگاهی به جی کی و ایل انگ انداخت و جعبه را باز کرد گردنبد زیبایی الماسی را دید خیلی خوشحال روبه جونکوک کرد
ات : این خیلی خیلی خوشگله عشقم
جونکوک: لایق شما بهترین هاست
ات : برام ببندش
جونکوک از رو صندلی بلند شد و موهای همسرش را کنار زد گردنبد را به گردنش انداخت و قفل را بست با گذاشت لب هایش رو گردن سرد دختره بوسی گذاشت که باعث مورمور شدن بدن دختره شد--
سمته صندلی اش رفت و نشست
_______
جی کی مثل همیشه غر زد و گفت .. جی کی : موژ نبود مامانی
ات : برات موزم میگیرم باشه
ایل یانگ : نمیریم خونه
ات : چرا خوابت میاد
ایل یانگ : نه از بیرون خوشم نمیاد
بچه ها رو پشت صندلی نشاندن و کمربند ها بستن و بعد از روشن کردن ماشین حرکت کردن .... جونکوک: خیلی خوشگل شدی ها
ات : ممنون به لطفه شماست
جونکوک دستش را سمته همسرش دراز کرد و همان زمان ات دستش رو گذاشت تو دست جونکوک و حلقه انگشت هایشان را بیشتر و سفت گرفته بود تا رسیدن به خونه هرزگاهی بوسی رو پشت دست همسرش میگذاشت بلخره رسیدن
ات : خب رسید.... وای خوابیدن
جونکوک: جی کی مثل مامانش زود میخوابه
ات : من زود میخوابم پیش
__________
وارد سالن شدن و سمته پله میرفتن با دیدن حس که مشغول خوردن شراب بود شوکه ایستادن
ات: زنیکه پست تو ناسلامتی یه بچه داری
جی سرش را بالا آورد و لیوان شراب را بالا کشید
جی : به تو چه
ات : شب آخرت هستش جو جی عوضی
با قدم های تند سمته اتاق جی کی. رفت آروم جی کی رو گذاشت تو تخت و بوسی رو موهایش گذاشت چقدر این بچه رو دوست داشت جونکوک ایل سانگ رو مبل بلند گذاشت و پتو را کشید روش آروم کنارش نشست
جونکوک: خدا میدونه این بچه چقدر تنهاست
دختره سمتش رفت و کنار جونکوک رو زمین نشست به ایل یانگ خیره شدن
ات : خیلی تنهاست میکه یه پرستار داره که اونم رفته قبل از اومدنش به اینجا
جونکوک: اگه دختره ایل سونگ باشه چی وای نمیشه گفت چی میشه
ات : قیامت میشه
اسلاید ۲ گردنبد ای که جونکوک داد و اسلاید ۳ دستبند ات
پارت ۱۶۰
با گذاشت بوسی رو دست همسرش مشغول خوردن شام شدن ... جی کی: کیک کجاشت میشه موزی باشه
ایل یانگ: آره تولده ع...خانم ات هستش نباید اینجوری بگی
جونکوک: درست مثل باباش داره حرف میزنه
ات : آره انگار خودشه ... راستی برای همه چی ممنون جئون جونکوک خوشحال ام کردی
جونکوک: کاری نکردم عشقم تولدت مبارک خوبه که به دنیا اومدی اینم کادو تولدت
جعبه را برداشت و نیم نگاهی به جی کی و ایل انگ انداخت و جعبه را باز کرد گردنبد زیبایی الماسی را دید خیلی خوشحال روبه جونکوک کرد
ات : این خیلی خیلی خوشگله عشقم
جونکوک: لایق شما بهترین هاست
ات : برام ببندش
جونکوک از رو صندلی بلند شد و موهای همسرش را کنار زد گردنبد را به گردنش انداخت و قفل را بست با گذاشت لب هایش رو گردن سرد دختره بوسی گذاشت که باعث مورمور شدن بدن دختره شد--
سمته صندلی اش رفت و نشست
_______
جی کی مثل همیشه غر زد و گفت .. جی کی : موژ نبود مامانی
ات : برات موزم میگیرم باشه
ایل یانگ : نمیریم خونه
ات : چرا خوابت میاد
ایل یانگ : نه از بیرون خوشم نمیاد
بچه ها رو پشت صندلی نشاندن و کمربند ها بستن و بعد از روشن کردن ماشین حرکت کردن .... جونکوک: خیلی خوشگل شدی ها
ات : ممنون به لطفه شماست
جونکوک دستش را سمته همسرش دراز کرد و همان زمان ات دستش رو گذاشت تو دست جونکوک و حلقه انگشت هایشان را بیشتر و سفت گرفته بود تا رسیدن به خونه هرزگاهی بوسی رو پشت دست همسرش میگذاشت بلخره رسیدن
ات : خب رسید.... وای خوابیدن
جونکوک: جی کی مثل مامانش زود میخوابه
ات : من زود میخوابم پیش
__________
وارد سالن شدن و سمته پله میرفتن با دیدن حس که مشغول خوردن شراب بود شوکه ایستادن
ات: زنیکه پست تو ناسلامتی یه بچه داری
جی سرش را بالا آورد و لیوان شراب را بالا کشید
جی : به تو چه
ات : شب آخرت هستش جو جی عوضی
با قدم های تند سمته اتاق جی کی. رفت آروم جی کی رو گذاشت تو تخت و بوسی رو موهایش گذاشت چقدر این بچه رو دوست داشت جونکوک ایل سانگ رو مبل بلند گذاشت و پتو را کشید روش آروم کنارش نشست
جونکوک: خدا میدونه این بچه چقدر تنهاست
دختره سمتش رفت و کنار جونکوک رو زمین نشست به ایل یانگ خیره شدن
ات : خیلی تنهاست میکه یه پرستار داره که اونم رفته قبل از اومدنش به اینجا
جونکوک: اگه دختره ایل سونگ باشه چی وای نمیشه گفت چی میشه
ات : قیامت میشه
اسلاید ۲ گردنبد ای که جونکوک داد و اسلاید ۳ دستبند ات
- ۸.۱k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط