{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نجوای ماه در آغوش شیطان

نجوایِ ماه در آغوش شیطان
پارت ۲۰


جونگ‌کوک بدون اینکه منتظر جواب بماند، از انبار خارج شد. او به سمت عمارت برگشت. تمام مسیر به این فکر می‌کرد که چطور می‌تواند فردا صبح ات را خوشحال کند. او دستور داد تا تمام گل‌فروشی‌های شهر را تخلیه کنند و اتاق ات را پر از گل‌های یاسی کنند تا بوی شراب و خاطرات تلخ امشب از بین برود.
وقتی به اتاق خواب رسید، آرام کنار ات روی تخت نشست. او را در آغوش گرفت و زیر لب گفت:
— «انتقام گرفته شد، فرشته من. حالا بخواب... فردا یه دنیای جدید منتظرته.»

صبح روز بعد، وقتی ات چشمانش را باز کرد، اتاقش را غرق در گل‌های یاسی و رز سفید دید؛ رایحه‌ای چنان مست‌کننده که تلخی شب گذشته را کاملاً از بین برده بود. جونگ‌کوک لبه‌ی تخت نشسته بود و با لبخندی محو، نگاهش می‌کرد.
— «بیدار شدی؟ امروز برنامه‌ی ویژه‌ای داریم. دیگه نمی‌خوام وقتی من نیستم، لرزه به تنت بیفته.»
بعد از صبحانه، جونگ‌کوک ات را به سالن تمرینِ اختصاصی و مخفی زیر عمارت برد. سالنی با دیوارهای عایق و کف‌پوش‌های نرم. جونگ‌کوک یک لباس تمرین مشکی و جذب پوشیده بود که عضلات ورزیده‌اش را به رخ می‌کشید.
ات با چشمانی که از عشق و هیجان برق می‌زد، به جونگ‌کوک خیره شد. او لرزش خفیفی داشت، اما نه از ترس، بلکه از نزدیکیِ بیش از حد به مردی که تمام دنیایش شده بود. ات دستانش را زمین انداخت و با دست‌هایش صورت جونگ‌کوک را قاب گرفت. او روی پنجه‌ی پاهایش بلند شد و پیشانی‌اش را به چانه‌ی جونگ‌کوک تکیه داد.
جونگ‌کوک با صدایی که از شدت تمایل دورگه شده بود، زمزمه کرد:
— «داری از تمرین فرار می‌کنی؟»
او ات را بلند کرد و روی یکی از تشک‌های نرم تمرین نشاند و خودش بین پاهای او قرار گرفت. دستانش را لای موهای ابریشمی ات برد و سر او را کمی عقب کشید.
— «تو سلاحِ منی، ات. سکوتِ تو برنده‌تر از هر تیغیه. من بهت یاد میدم چطور با همین چشمات آدم‌ها رو به زانو دربیاری... همون‌طور که منو به زانو درآوردی.»
دیدگاه ها (۶)

نجوایِ ماه در آغوش شیطانپارت ۲۱او شروع کرد به بوسیدنِ بند‌بن...

نجوایِ ماه در آغوش شیطانپارت ۲۲— «چشماتو نبند فرشته من! التم...

نجوایِ ماه در آغوش شیطانپارت ۱۹— «چی داری میگی؟ تقصیر تو؟ ات...

نجوایِ ماه در آغوش شیطانپارت ۱۸او اسلحه‌اش را بیرون کشید و ل...

رمان عشق و نفرت پارت 14سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ...

سرزمین باشکوه نگهبان آتش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط