آن هنگام که مادرت پیرتر میشود / و چشمان گرانبها و با ای
آن هنگام که مادرت پیرتر میشود / و چشمان گرانبها و با ایمان اوزندگی را آنگونه که زمانی میدید نمیبینند / زمانیکه پاهایش فرسوده میگردندوبرای گام برداشتن نمیخواهند او را یاری دهند در آن هنگام بازوانت را برای یاری او به کار گیر / با خوشی و سرمستی از او نگاهبانی کن زمانیکه اندوهگین است // بر توست که تا آخرین گام او را همراهی کنی اگر از تو چیزی میپرسد / او را پاسخگو باش / واگر دوباره پرسید / باز هم پاسخگو باشو اگر دگر بار پرسید / دگر بار پاسخش گو نه از روی نا شکیبایی / بلکه با آرامشی مهربانانه و اگر تو را به درستی در نمی یابد / شادمانه همه چیز را برای او باز گوساعتی فرا میرسد ساعتی تلخ که دهان او دیگر هیچ در خواستی را بیان نمیکند ........
♥♥♥مادر
♥♥♥مادر
- ۱.۶k
- ۱۵ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط