به شانه ام زدی کسی خانه نبود ، سنگریزه ای برداشتی و به شی
به شانه ام زدی کسی خانه نبود ، سنگریزه ای برداشتی و به شیشه اتاقم زدی کسی خانه نبود ، صدایت را در سرت انداختی داد زدی اما کسی در خانه نبود ، چه میشد اگر یکبار به دلم میزدی؟ دلتنگی ام از روزی شروع شد که گلهایت بجای کلماتت با من حرف میزدند. بجای واژه دوستت دارم ، سبدهای گل ، خانه را رنگین کرد.برای من پاییز یعنی کلمات ، کلماتی ساده اما واقعی. چیزی شبیه روی بودنم حساب کن...
- ۲۶۲
- ۲۴ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط