{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

You are paying back karma پارت¹⁸

You are paying back karma پارت¹⁸
امگا روی اپن نشسته بود و از پنکیک شکلاتی که توسط آلفاش برای خودش و نینی تو شکمش درست شده بود لذت میبرد
آلفا درحالی که به امگاش خیره شده بود لب زد
جونگ کوک: اون همیشه اینطوریه؟
تهیونگ: کی؟
جونگ کوک: یونگی..
تهیونگ: همین الان غرورش خورد شد اونم جلوی تو چه انتظاری ازش داری؟
جونگ کوک: نمیدونم..اون کلا با من لجه فکر کنم به خونم تشنه اس..فقط چون آلفای توهم اینطوری میکنه!
تهیونگ: خب...یکم داستانش پیچیده اس
نامجون هیونگ میگه یونگی هیونگ وقتی بچه بوده از اوما میخاد که یه داداش کوچیکتر براش بیاره و اوما موقع به دنیا اوردن من نتونسته تحمل کنه و وقتی منو به دنیا اوورده فوت کرده و پدرم اولش منو مقصر میدونست ولی وقتی فهمید امگا هستم و رایحم با رایحه اما یکیه یونگی هیونگ و مقصر میدونه
چون اون از اوما خواست که براش یه داداش کوچیکتر بیاره واسه همین از اونموقع همیشه کتک میخوره از پدرم ولی با این وجود از من متنفر نشد اتفاقا برعکس و واسه همین روم خیلی حساسه و این باعث شده یه گارد خاصی نسبت به تو داشته باشه...
جونگ کوک: اوه..نمیدونستم داستانش انقدر غمگینه
ولی هرچیزی کارما داره
تهیونگ: منظورت از این حرف چیه؟
جونگ کوک: قراره کارمای رفتاری که با من داشته رو پس بده
امگا اون لحظه که گوشی هیونگش زنگ خورد رو به یاد اوورد
«امگای مخفی من» یعنی ممکنه یونگی درحال پس دادن کارما باشه؟
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

You are paying back karma پارت¹⁷⁰⁹:⁰⁵با صدای آلارمش بیدار شد...

You are paying back karma پارت⁶برادرش گفتجونگ کوک: جیمینی او...

You are paying back karma پارت⁴اون امگای ریزه میزه با شیطنت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط