بی تو چو کوه دردم زخمی و کوچه گردم

بی تو چو کوه دردم زخمی و کوچه گردم
بی تو غریب و تنها تن در عذاب و سردم
دل می کشم به بستان گاهی گلی به یادت
می بویم و به راهی گه چون غُبار و گردم
دل می دهم به باد و در پی روانه هر سو
آتش  بجان  کشیده در جنگ  و در نبردم
دل می زند به سینه دردش به استخوانم
در گیر و دار هستی گوئی زِ جمله طردم
بر  قامتِ   سیاهِ  شبها   روانه    گردم
هر سو نشانی از تو ایجان مگر چه کردم؟
دیدگاه ها (۴)

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

.ّ چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبه...

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط