{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگو امشب چه بر سر داری ایجان؟

بگو امشب چه بر سر داری ایجان؟
نمی پرسی چه شد مرغِ غزلخوان؟
ندای   ناله   از  نیزار   و  نی  کو؟
سپیده   آمد  و گم  گشته  مهمان
به طوفان  رفته  یا  در  آتش غم؟
ندایش  گشته  گم  از کنجِ زندان
نگفتی  زنده ام  یا  مرده  امشب؟
چه کرده با شبم این چشم گریان؟
شدم   گم   در  میانِ    خاطراتت
بسوزم در خود وخاموش و ویران
چو  فردا  را  ببینی  جز  به  آتش
نمی بینی   اثر   جُز  اشک سوزان
دیدگاه ها (۴)

چشمه ساران ره به دشت وشادی وشور ونشاطمی کند هر سو هیاهو ، نغ...

بی تو چو کوه دردم زخمی و کوچه گردمبی تو غریب و تنها تن در عذ...

بیارائید گُل وبستان که مهمان می رسد خانهخودم دیدم دو زلفانش ...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط