{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمه ساران ره به دشت وشادی وشور ونشاط

چشمه ساران ره به دشت وشادی وشور ونشاط
می کند هر سو هیاهو ، نغمه ها  از هر کران
می رسد  بوی  گلِ یاس و گلِ سرخ  از دمن
تشنه می گردد زمین هر چشمه برجوئی روان
خاکِ تیره  رنگ رنگ  و هر طرف  روید گُلی  
بوسه ی شبنم به شبنم بوی عشق آید میان
دیده ام  بس غُنچه های  سرخ لبهای شفق
رویهم   بنشسته  و  بر خرمن  گیسو  نهان
بیکران
موسم عاشق شدن بر کوچه ساران رَه کشد
نغمه های عاشقان هر سو   کران تا بیکران
بس شکوفه روید وبس شاخه ها رنگینِ گُل
می شود   آخر  شب  و  تاریکی   بازیگران
گُم شوند دریوزاه گان  مستِ تاریکی  شب
رقص و شادی بر ملا برجان رسد نوری عیان
دیدگاه ها (۴)

بی تو چو کوه دردم زخمی و کوچه گردمبی تو غریب و تنها تن در عذ...

رفته  و سر می نهم دامان خودتا رها سازم  دل از  پیمان خودگر  ...

بگو امشب چه بر سر داری ایجان؟نمی پرسی چه شد مرغِ غزلخوان؟ندا...

بیارائید گُل وبستان که مهمان می رسد خانهخودم دیدم دو زلفانش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط