{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید محکم تر میزدی

باید محکم تر میزدی
باید حرف هایت را طوری محکم میزدی
توی گوشم که همان جا
نقش کاشے های اتاق میشدم
و دیگر چشم هایم را باز نمے کردم
باید محکم تر میزدی که مجبور نباشم
هر صبح چشم هایم را باز کنم
و ببینم که مرده ام اما نفس مے کشم
ببینم که لبه ی تخت نشسته ام
رژ لب میزنم
چشم هایم را سیاه مے کنم
باید مرد میبودی و محکم تر میزدی
آنقدر محکم که جنازه ام شاپرک مے شد
و مجبور نبود تا همه ی روز را
روی تاب به دیوار روبه رویش خیره شودو
موزیک
گوش کند و مجبور نبود
صبح ها را کش بدهد
تا به شب برسد و شب قرص بخورد
که بخوابد
باید همان روز مرا میکشتے
دیدگاه ها (۱)

این منم سرکش و رها با نگاهی که گرچه مهربان است اما تا عمق هر...

پشت همه ی... این خنده ها...دلتنگی ...گلوی شعر را خفه میکند!!...

دَردهایم نِوِشته شُدتشویق شدمکه چه سلیقه ای دارمکه به دِل می...

هر که دارد هوس دربدری بسم الله...

پارت ۱۷

# وقتی فکر میکنه بهش خیانت کردی ویو ات این چند روز خیلی سر ب...

دامن خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط