{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوتم رابه یاران هدیه کردم

سکوتم رابه یاران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراق شانه هایت
به هر خاکی رسیدم تکیه کردم!
دیدگاه ها (۴)

ﺩﺭ ﻏﺮﯾﺒﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ ، ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥﺩﺭﯾﺎﯾ...

الهی آ مین

ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﭘﺮﭼﯿﻦ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﻢﻭ ﺭﻭﯼ ﭘﻞ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺳﯿﺪﻥﭼﻨﺪ ...

میاما

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

پارت ۲ساعت ۱ و ۵ دقیقه ی شب_تهیونگ:داشتم تو یه محله ی پایین ...

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

دو پارتی از نامجون.---پارت ۱هق...هق...«چرااا...»صدایت از بس ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_55_من ..قراره مدتی اونجا زند...

*💌:جیسونگی پیامی در بابل فرستاده🐿:سلام من جیسونگ صاحب تولدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط