رفتم
رفتم
✓اخیش
بلخره ماله خودم شدی
" هیچی نگفتم
✓ناراحتی
"ولم کن حال ندارم
✓باش
رسیدیم
" پیاده شدم
رفتم تو
بادیگاردا: سل..
"رفتم بالا
خدمتکار: اتلقتون اینج...
" رفتم تو اتاقم
✓رفتم پیشش
چته
نکنه پشیمونی
"ار
ار پشیمونم
ار
من
من
✓تو کوکو دوست داری
میدونم
از همه رفتارات معلومه
" پس
✓منم تو رو
"تمومش کن
✓حاضر واسه خندهات ازت دور باشم
" گفتم تمومش کن
✓پس نمیخوای برگردی عمارت
"چی
✓اینجا نمیتونی بمونی
پاشو
" پاشدم
بریم
✓انقد مشتاقی
"ار خوب بریم
✓بغضم گرفته بود
نیشخند زدم
بردمش با وسایلش دوبار عمارت
*اتو دیدم از پنجره با لباس خواب بودم
سری رفتم پایبن
کیم جلومو گرف
*این چرا اینجاااس
" اومدم که نرم
*پرو رو ببین
دوبار اومده
معلوم نی چی کار کرده جنده که حتا جیهوپم پسش زده
برگرد هر موردشور خونه ای که بودی
•اروم کوک عه
*نمیخوام
نمیتونم
"نشستم رو زمین
ارباب
لطفا
لطفا منو یکبار دیگ به عنوام همون خدمتکار شخصی بپذیر
اشکام میریخت
*خشکم زد
"لطفا
*سرمو نه تکون دادم
رفتم بالا
از بالا پول براش ریختم
*هر جا میری فقط گورتو گم کن
" اشکام میریخت
از عمارت بیرونم کردن
کله شبو جلوی در عمارت خوابیدم
*صب زود پاشدم
لباس پوشیدم رفتم که برم جلسه
اتو دیدم
گوشه زمین خوابیده بود
اروم کیمو صدا زدم
•بله
*ببرش تو عمارت
بعدش که بیدار شد پرتش کن بیرون
•اخه
*بدو
•پوووف
*بردمش عمارت
منم رفتم
"بیدار شدم
دیدم تو اتاقمم
اول خشحال شدم
خیلی
بعد کیم اومد
•وسایلتونو جم کردم
ی خونه هم براتون گرفتم البته زیاد بزرگ نیست
برید اونجا
خدافز
" چ..ی
•دیر کردی
"کیم
•زودتر برو تا کوک نیومده
" اشکام میریخت
جم کردم
رفتم
•ادرس رو ساکته
"برداشتمو
رفتم سمت ادرس
" رسیدم
رفتم تو
کلی گریه کردم
بعد گوشیمو برداشتم ز زدم تصویری یه کوک
رفتم دم پنجره وایسادم
که تکون میخوردم افتاده بودم
*جواب ندادم
"دوبار ز زدم
*جواب ندادم
" دوبار ز زدم
*ععهه
برداشتم
چت..
دیدم ی ارتفاع بلند دارم مییینم
کجاییی
ات کجاااااااایی
"یا قبولم میکنی
یا ات بی ات
*باش
باش
باش قوبلت میکنم نپر باش
" قول
*قول قول
برو پایین
تو عقلتو از دست دادیییی
"دارم میام عمارت
قط کردم
*خندیدم
چقد مشتاق بود
✓اخیش
بلخره ماله خودم شدی
" هیچی نگفتم
✓ناراحتی
"ولم کن حال ندارم
✓باش
رسیدیم
" پیاده شدم
رفتم تو
بادیگاردا: سل..
"رفتم بالا
خدمتکار: اتلقتون اینج...
" رفتم تو اتاقم
✓رفتم پیشش
چته
نکنه پشیمونی
"ار
ار پشیمونم
ار
من
من
✓تو کوکو دوست داری
میدونم
از همه رفتارات معلومه
" پس
✓منم تو رو
"تمومش کن
✓حاضر واسه خندهات ازت دور باشم
" گفتم تمومش کن
✓پس نمیخوای برگردی عمارت
"چی
✓اینجا نمیتونی بمونی
پاشو
" پاشدم
بریم
✓انقد مشتاقی
"ار خوب بریم
✓بغضم گرفته بود
نیشخند زدم
بردمش با وسایلش دوبار عمارت
*اتو دیدم از پنجره با لباس خواب بودم
سری رفتم پایبن
کیم جلومو گرف
*این چرا اینجاااس
" اومدم که نرم
*پرو رو ببین
دوبار اومده
معلوم نی چی کار کرده جنده که حتا جیهوپم پسش زده
برگرد هر موردشور خونه ای که بودی
•اروم کوک عه
*نمیخوام
نمیتونم
"نشستم رو زمین
ارباب
لطفا
لطفا منو یکبار دیگ به عنوام همون خدمتکار شخصی بپذیر
اشکام میریخت
*خشکم زد
"لطفا
*سرمو نه تکون دادم
رفتم بالا
از بالا پول براش ریختم
*هر جا میری فقط گورتو گم کن
" اشکام میریخت
از عمارت بیرونم کردن
کله شبو جلوی در عمارت خوابیدم
*صب زود پاشدم
لباس پوشیدم رفتم که برم جلسه
اتو دیدم
گوشه زمین خوابیده بود
اروم کیمو صدا زدم
•بله
*ببرش تو عمارت
بعدش که بیدار شد پرتش کن بیرون
•اخه
*بدو
•پوووف
*بردمش عمارت
منم رفتم
"بیدار شدم
دیدم تو اتاقمم
اول خشحال شدم
خیلی
بعد کیم اومد
•وسایلتونو جم کردم
ی خونه هم براتون گرفتم البته زیاد بزرگ نیست
برید اونجا
خدافز
" چ..ی
•دیر کردی
"کیم
•زودتر برو تا کوک نیومده
" اشکام میریخت
جم کردم
رفتم
•ادرس رو ساکته
"برداشتمو
رفتم سمت ادرس
" رسیدم
رفتم تو
کلی گریه کردم
بعد گوشیمو برداشتم ز زدم تصویری یه کوک
رفتم دم پنجره وایسادم
که تکون میخوردم افتاده بودم
*جواب ندادم
"دوبار ز زدم
*جواب ندادم
" دوبار ز زدم
*ععهه
برداشتم
چت..
دیدم ی ارتفاع بلند دارم مییینم
کجاییی
ات کجاااااااایی
"یا قبولم میکنی
یا ات بی ات
*باش
باش
باش قوبلت میکنم نپر باش
" قول
*قول قول
برو پایین
تو عقلتو از دست دادیییی
"دارم میام عمارت
قط کردم
*خندیدم
چقد مشتاق بود
۱۰.۵k
۱۹ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۲۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.