{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل دومسناریوجادوی شکوه

※فصل دوم※سناریو(جادوی شکوه)
سناریو: محدودیتی نا محدود
پارت: 103/3
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*سه یا چهار سالی میشه ک تو اژانسیم و عضو های جدیدی هم اضافه شد یه خواهر و برادرن ک نمیشه گفت خواهرو برادرن.*
_فلش بک به زمان عضو شدن نائومی جونیچیرو_
یومه: جدی خواهر برادرن؟
دازای: احمقی؟..
یومه: نه..
دازای: خوبه..
یومه: چطوره خوابگاهشونو جدا کنیم؟.. البته فک نمیکنم از هم دل بکنن..
دازای: هنوز این عادتو ک قبل پرسیدن دربارش فک نمیکنی رو نزاشتی کنار..
یومه: دست من نیست.. میاد بیرون از دهنم
بعد جوابش بعدش میاد..

دازای:*لبخند *
یومه: چرا نیشت بازه؟
دازای: هیچی.. به خودم میخندم
یومه: عنتررر واضحه داری واسه من تاسف میخوری
دازای: هوم؟.. من نه نه-.*خنده *
یومه: نخنددددد!
کنیکیدا:.. هوی دازای!
دازای: هوم..چیه کنیکیداا~~؟
کنیکیدا:*پرونده رو پرت کرد سمت دازای*

دازای:*گرفتن پرونده*
کنیکیدا:یه نگاهی به این بنداز.. مثل بقیه پرونده ها پشت گوش ننداز رانپو_سان گفت تو حلش کنی
یومه:*گرفتن پرونده و نگاه انداختن بهش*.. همم.. عو-..*پرونده رو بستم*.. حالم بهم زن و چندش و.. نمیدونم چی بود*دادن پرونده به دازای*
دازای: همف..برای بازیگری ثبت نام کن
یومه: چرا خودت اینکارو نمیکنی اونوقت؟
دازای: میدونی-
یومه: اره فهمیدم منظورت چی بود..*به جونیچیرو نائومی نگاه میکنم*.. از نائومی بدم میاد.. عیو~~ چندشه.
دازای: یاد کی میوفتی؟
یومه؛ جان من اسم اونو نیار..
دازای: هوم..*پرونده رو باز کردن و مشغول نگاه انداختن به پرونده شد*
یومه:......
دازای:....
یومه:.....
دازای: ساکتی
یومه: منتظر نتیجه ام..
دازای: هوم..
رانپو: یومه_چان..
یومه: هوم؟ بله..
رانپو:*پرت کردن پاستیل سمت یومه*
یومه:*گرفتن پاستیل *عهرررر پاستیلللل✨.. اهم.. از خوراکی میگذری؟.. احمقم؟ نه✨
رانپو: پاستیل دلمو زد.. دونات میخوام~✨

یومه: الان من برم؟
رانپو: پاستیلُ به تو دادم..
یومه: همف.. مرسی..
جونیچیرو: یومه_سان.. من میتونم بجاتون برم
یومه: لطفـ-..
رانپو: خودت برو یومه
یومه:-_-.. خیلی خب..«تو ذهن: من ک میدونم یچی بیشتر از دوناته»..همون دونات فروشی همیشگی؟
رانپو: درسته✨
یومه: هوم*رفتم بیرون از اژانس که برم دونات بگیرم*
دازای:*برای پرونده امد بیرون از اژانس*
ادامه دارد..
دیدگاه ها (۰)

ارت جدید✨زمان: 2:۱۹(به جان خودم ۵ ساعت درگیرشش بودمنتلینهی ی...

※فصل دوم※(جادوی شکوه) سناریو: محدودیتی نا محدودپارت: 104/4ــ...

:))#Dazai_Osamu, #Nakahara_Chuya, #Nakajima_Atsoshi, #Akuta...

کراش کراش کراش کراش کراشکراششش#Dazai_Osamu, #Nakahara_Chuya...

※فصل دوم※(سناریو جادوی شکوه) محدودیتی نا محدودپارت 107/7ــــ...

فصل دوم سناریو※(جادوی شکوه) محدودیتی نا محدودپارت: 108/8ــــ...

عی بابا#Dazai_Osamu, #Nakahara_Chuya, #Nakajima_Atsoshi, #A...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط