{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به اختیار گرو برد چشم یار از من

به اختیار گرو برد چشم یار از من
که دور از او ببرد گریه اختیار از من

به روز حشر اگر اختیار با ما بود
بهشت و هر چه در او از شما و یار از من

سیه تر از سر زلف تو روزگار من است
دگر چه خواهد از این بیش روزگار از من

به تلخکامی از آن دلخوشم که می ماند
بسی فسانه شیرین به یادگار از من

در انتظار تو بنشستم و سرآمد عمر
دگر چه داری از این بیش انتظار از من

به اختیار نمی باختم به خالش دل
که برده بود حریف اول اختیار از من.....
دیدگاه ها (۱)

خوبست به سخن فاقد اندیشه نباشیآفاق بیارایی و چون شیشه نباشیت...

غم در دل تنگ من از آن است که نیستیک دوست که با او غم دل بتوا...

ای ابر دل گرفته ی بی آسمان بیاباران بی ملاحظه ی ناگهان بیاچش...

سیه تر از سر زلف تو روزگار من استدگرچه خواهد ازاین بیش روزگا...

نہ دسترسے بہ یار دارمنہ طاقت انتظار دارمهر جور ڪہ از تو بر م...

ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیستیعنی به کارهای دگر اعت...

ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست یعنی به کا...

* * * ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیستیعنی به کارهای د...

📜 #غزلیات #عارف_قزوینی #غزل_هفتم

صدای زوزه ی باد می اید صدای ادمی خسته صدا ی اب می اید کمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط