{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی کردم تورو 🫠

زندگی کردم تورو 🫠
.
حامیم وسط همخونی داد زد :
بلند تر بخونید دیگههه( چشم سلطان ) 😁
.
از قصد
.
مامان لیلا و بابا حمید هستن
.
خالش( فک کنم ) و ماهان پسر خالش هم هست :)
.
میگن جانا هم هست
.
بک هم افتاد بین دو سانس
.
میدونم قرار نبود گزارش بدم یه سری ها خالمو خوب کردن( @saynabot )
دیدگاه ها (۹)

نفر یا دیشب تا دو یا سه شب داشتن استیج روو اماده میکردم و ان...

#حامیممن خیلی ناراحت بودم که این اتفاق افتاد اصن نباید میزاش...

#خورشیدوماه 🌙☀️part=24(فصل2)«دیدگاه ایرانا» رسیدیم خونه، سلا...

سعید(عکاس بک استیج) اماده بود که عکس بگیره اما من مات و مبهو...

کنسرت امشب کرمان ۱۴۰۳/۱۱/۲۲یه گزارش کامل از سانس یک و اتفاق ...

کپشن مهم!

𝑨 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕𝒔𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎هه جو: وقت خوبی نیست؟سهگیون:...

رمان عشق مافیای من پارت5💓🍭

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط