{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( فروغ فرخزاد.)

( فروغ فرخزاد.)

خــدایــــــــــا . . . .
می دانم این روزها از دستم خسته ای
کمی صبر کن خوب می شوم...
بگذار باران بزند
دلم بگیرد
میروم زیر آسمانت
دستهایم را می سپارم به دستت
سرم را می گیرم به سمتت
قلبم مالِ تو
اشک هایم که جاری شود
می شوم همانی که دوست داری
پاک
استوار
امیدوار
بگذار باران بزند...!!!حالا
دیدگاه ها (۱۲)

ﻓﻘﺮ ، ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ " ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ " ﺍﺳﺖ ، ﻭﻟﯽ ، ﺁﻥ ﭼﯿﺰﭘﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖﻃﻼ ﻭ ﻏﺬﺍ ...

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد، گ...

خوشبختی همان لحظه ایست ...

کاش، به همان اندازه ای که از حرف مردم می ترسیدماز تو می ترسی...

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

پارت ۸از آن شبِ دفترچه و نگاه‌ها، یک هفته گذشت. هفته‌ای که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط