{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو

آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو

فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم

به خدا کوره‌ی سوزان و مذابم که نگو

با تو انگار شب و روزِ خدا مال من است

بی تو آنقدر تهی مثل حبابم که نگو

دوست دارم همه‌ی فاصله‌ها کم بشود

توی آغوش تو آنقدر بخوابم که نگو
دیدگاه ها (۰)

نزدیک تو‌أم اهـلِ همین شهـر و دیارماز هـر چـه تـو را دور کن...

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

پارت آخر

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

موضوع وقتی اسمشون رو تتو میزنی در حالی که داشتی لباس عوض می‌...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پیمان نقره ای

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط