{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای این که باور کنم

برای این که باور کنم
که از چشم هایی که فریاد می زد دوست دارم ؛
که از دستی که فقط به دست های تو آروم می گرفت ؛
که از لب هایی که اسم تو رو ترک نمی کرد ؛
که از قلبی که فقط برای تو می تپید ؛
که از امیدی که به تو محتاج بود ؛
که از رؤیایی که فقط با تو واقعی بود ؛
که.. از عشقی که فقط به تو زنده بود ..
گذشتی و رد شدی و چشم هات و دریغ کردی ..،
برای این که باور کنم
هر روز به قرار همیشگیمون میرم
همونجایی که نگاهت و از من بر نمی داشتی می ایستم
رفتن هر رهگذری از پیش روم و تماشا می کنم ،
و به چشمای بی احساسشون خیره میشم ؛
اما تو می دونی
که رفتن تو مثل هیچ رفتنی نیست ..
اماتو می دونی
که چشم های تو مثل هیچ ..
دیدگاه ها (۱)

با نگاهی نافذ در چشمهایم خیره شدچشمانش را کمی ریز کرد و با ق...

باید یکی را در زندگی داشت...حتما که نباید عشق یا معشوقت باشد...

آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن ... بی نهایت لبخند می زنن ....

یک سری از آدم ها را حاضری همه جوره کنار خودت داشته باشی.به ع...

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

چه آرزوی قشنگی است زندگی با توتویی دلیل نفس های خسته ام یا ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط