برای این که باور کنم
برای این که باور کنم
که از چشم هایی که فریاد می زد دوست دارم ؛
که از دستی که فقط به دست های تو آروم می گرفت ؛
که از لب هایی که اسم تو رو ترک نمی کرد ؛
که از قلبی که فقط برای تو می تپید ؛
که از امیدی که به تو محتاج بود ؛
که از رؤیایی که فقط با تو واقعی بود ؛
که.. از عشقی که فقط به تو زنده بود ..
گذشتی و رد شدی و چشم هات و دریغ کردی ..،
برای این که باور کنم
هر روز به قرار همیشگیمون میرم
همونجایی که نگاهت و از من بر نمی داشتی می ایستم
رفتن هر رهگذری از پیش روم و تماشا می کنم ،
و به چشمای بی احساسشون خیره میشم ؛
اما تو می دونی
که رفتن تو مثل هیچ رفتنی نیست ..
اماتو می دونی
که چشم های تو مثل هیچ ..
که از چشم هایی که فریاد می زد دوست دارم ؛
که از دستی که فقط به دست های تو آروم می گرفت ؛
که از لب هایی که اسم تو رو ترک نمی کرد ؛
که از قلبی که فقط برای تو می تپید ؛
که از امیدی که به تو محتاج بود ؛
که از رؤیایی که فقط با تو واقعی بود ؛
که.. از عشقی که فقط به تو زنده بود ..
گذشتی و رد شدی و چشم هات و دریغ کردی ..،
برای این که باور کنم
هر روز به قرار همیشگیمون میرم
همونجایی که نگاهت و از من بر نمی داشتی می ایستم
رفتن هر رهگذری از پیش روم و تماشا می کنم ،
و به چشمای بی احساسشون خیره میشم ؛
اما تو می دونی
که رفتن تو مثل هیچ رفتنی نیست ..
اماتو می دونی
که چشم های تو مثل هیچ ..
- ۹۶۶
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط