Married compulsory
Married compulsory
پارت ۲
ویو صبح (یوری )
من و ات بیدار شدیم و نوبتی یه دوش گرفتیم روتین پوستی انجام دادیم و باهم صبحونه خوردیم
_نظرته یه بیرون بریم؟!
^اره چرا که نه
ویو یوری. ات
لباس پوشیدیمو یه ارایش ساده کردیم کیفمو برداشتیم کفش پوشیدیمو رفتیم سوار ماشین شدیم و رسیدیم به یه فروشگاه بزرگ رفتیم داخل یه مغازه و کلی لباس دیدیم از اونایی که خوشمون اومدم برداشتیمشونو خریدیمشون
_وایی اینوووو
^چه خشگلههه
_بیا یکیش تو..یکیشم من
بعداز خرید
^بریم اکسسوری بگیریم؟!
_اره خوبه
به یک مغازه رسیدن و چندتا دست بند و گوشواره گردنبند برای خودشون برداشتن
_دیگه دستم جا نداره
^منمم .... بریم می خوام ببرمت یه جای خوب
_کجا؟
^بیا دنبالم
رفتیم وسایلو گذاشتیم تو ماشین و رفتیم رستوران همیشگی
_وااایی چه خوشگله اینجا
^بچه بودیم یادته؟!
_یه چیزایی یادم میاد
رفتن رو یه میز نشستن و گارسون اومدو غذا سفارش دادن و خوردن و رفتم به سمت خونه
فلش بک به شب ساعت نه
_یوریییی
^ها چیشده؟!
_یه فکری به ذهنم رسید!
^چی؟
_نظریه بریم بار؟
^بار؟امممم
_چیشددد
^هیچی..اره بریممم
_خوب بلندشو
^اوکی
رفتن تو اتاقو لباساشونو عوض کردن یه ارایش ملایم موهاشون باز گذاشتن(عکس میزارم)
_واایی چه خوشگل شدی
^توهم خیلی خوب شدیی
_مرسییی
رفتن سوار ماشین شدن و به سمت بار حرکت کردن بعد نیم ساعت رسیدن که بوی الکل و سیگار که خیلی خوب بود رو حس کردن رفتن روی میز نشستنو دوتا ویسکی ۷۰درصد سفارش دادن بعد چند دقیقه یه پسری اومد تو هنه رفتن دورش جمع شدن ولی پسره به هیچکدومشون محل سگم نمی داد
_چخبره؟ چقد طرفدار داره
^واییی اره
ویو جیمین
امروز خیلی خسته بودم برای همین تصمیم گرفتم برم بار شب شد کارامو کردمو رفتم وقتی از در وارد شدم اون دخترای هرزه اومدن دورم از همشون متنفرم.....چیی؟ این دونفر جدیدن ؟ بیخیال بابا رفتم رو یه میز نشستمو یه ویسکی ۹۰درصد سفارش دادم یکی میرقصه یوی مسته اهههه همشون رو مخن
علامت جیمین+گارسون
.بله ارباب؟
+این دونفر جدیدن؟
.بله قربان
+اومم
بعد از چند دیقه بلند شدمو رفتم طرف اون دو دختر
ویو ات
داشتیم با یوری ویسکی میخوردیم میخندیدیم که حس کردم یه نفر پشت سرمه رومو اونوری کردم که حس کردم یه چیزی رو صورتمه و بعد دیگه چیزی حس نکردم.....
اینم از پارت دومم🌈🎀🩷
مرسی از حمایتاتون
پارت ۲
ویو صبح (یوری )
من و ات بیدار شدیم و نوبتی یه دوش گرفتیم روتین پوستی انجام دادیم و باهم صبحونه خوردیم
_نظرته یه بیرون بریم؟!
^اره چرا که نه
ویو یوری. ات
لباس پوشیدیمو یه ارایش ساده کردیم کیفمو برداشتیم کفش پوشیدیمو رفتیم سوار ماشین شدیم و رسیدیم به یه فروشگاه بزرگ رفتیم داخل یه مغازه و کلی لباس دیدیم از اونایی که خوشمون اومدم برداشتیمشونو خریدیمشون
_وایی اینوووو
^چه خشگلههه
_بیا یکیش تو..یکیشم من
بعداز خرید
^بریم اکسسوری بگیریم؟!
_اره خوبه
به یک مغازه رسیدن و چندتا دست بند و گوشواره گردنبند برای خودشون برداشتن
_دیگه دستم جا نداره
^منمم .... بریم می خوام ببرمت یه جای خوب
_کجا؟
^بیا دنبالم
رفتیم وسایلو گذاشتیم تو ماشین و رفتیم رستوران همیشگی
_وااایی چه خوشگله اینجا
^بچه بودیم یادته؟!
_یه چیزایی یادم میاد
رفتن رو یه میز نشستن و گارسون اومدو غذا سفارش دادن و خوردن و رفتم به سمت خونه
فلش بک به شب ساعت نه
_یوریییی
^ها چیشده؟!
_یه فکری به ذهنم رسید!
^چی؟
_نظریه بریم بار؟
^بار؟امممم
_چیشددد
^هیچی..اره بریممم
_خوب بلندشو
^اوکی
رفتن تو اتاقو لباساشونو عوض کردن یه ارایش ملایم موهاشون باز گذاشتن(عکس میزارم)
_واایی چه خوشگل شدی
^توهم خیلی خوب شدیی
_مرسییی
رفتن سوار ماشین شدن و به سمت بار حرکت کردن بعد نیم ساعت رسیدن که بوی الکل و سیگار که خیلی خوب بود رو حس کردن رفتن روی میز نشستنو دوتا ویسکی ۷۰درصد سفارش دادن بعد چند دقیقه یه پسری اومد تو هنه رفتن دورش جمع شدن ولی پسره به هیچکدومشون محل سگم نمی داد
_چخبره؟ چقد طرفدار داره
^واییی اره
ویو جیمین
امروز خیلی خسته بودم برای همین تصمیم گرفتم برم بار شب شد کارامو کردمو رفتم وقتی از در وارد شدم اون دخترای هرزه اومدن دورم از همشون متنفرم.....چیی؟ این دونفر جدیدن ؟ بیخیال بابا رفتم رو یه میز نشستمو یه ویسکی ۹۰درصد سفارش دادم یکی میرقصه یوی مسته اهههه همشون رو مخن
علامت جیمین+گارسون
.بله ارباب؟
+این دونفر جدیدن؟
.بله قربان
+اومم
بعد از چند دیقه بلند شدمو رفتم طرف اون دو دختر
ویو ات
داشتیم با یوری ویسکی میخوردیم میخندیدیم که حس کردم یه نفر پشت سرمه رومو اونوری کردم که حس کردم یه چیزی رو صورتمه و بعد دیگه چیزی حس نکردم.....
اینم از پارت دومم🌈🎀🩷
مرسی از حمایتاتون
- ۲.۸k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط