عشق در تاریکی
عشق در تاریکی2.
×: نه
+: اممم خب ساعت چند قراره بریم؟
×: 8 آماده باش ( از سر جاش بلند میشه ) من یه سر برم شرکت 8 اینا بر میگردم بعد میریم
+: اهم باش
جونیور رفت. صبحونمو خوردم و میز رو جمع کردم بعد ظرف رو شستم و رفتم توی اتاقم رو تخت ولو شدم ساعت 1 ظهر بود و الان وقت داشتم پس یکم توی گوشی گشتم ک دیدم ملینا بهم پیام داده ( ملینا دوست آ/ت هست و از بچگی باهم توی یه پرورشگاه بودن ملینا تنها زندگی میکنه میدونه یه برادر داره ولی نمیدونه کجاست و کیه و اینکه ملینا هم 20 سالشه علامت ملینا * )
* سلام دختر کجایی؟ چیکار میکنی؟
+ سلام ملینا هیچی خونم تو کجایی؟
بعد چند دقیقه سین زد و گفت
* اممم من امروز از کار مرخص شدم رئیس بخاطر عروسی دخترش بهمون مرخصی داد.
+ اهم خوب چیکار میکنی؟
* هیچی بیکار حوصله ام سر رفته میای بریم بیرون؟
+ هعی متاسفم امشب قراره با داداشم و دوستاش برم بیرون فک نکنم بتونم باهات بیام
* ساعت چند قراره بری؟
+ 8 شب
* امم خب منم میتونم باهات بیام؟ اخه خیلی حوصله ام سر رفته تروخدااا🥺
+ نمیدونم بزار از جونیور بپرسم
* باشه مرسییییی
شماره جونیور گرفتم و بهش زنگ زدم بعد چند بوق جواب داد
+ سلام داداشیییییی
× سلام چیشد یبارم گفتی داداش😏
+ عوضی خب ولش میگم اممم امشب دختر دیگه ای هم جز من توی جمع دوستات هست؟
× آره دوست دخترای دوستام
+ اممم خب منم میتونم یکی از دوستامو بیارم؟
× اممم دختر یا پسر؟
+ احمق معلومه دختر
× خب هعی باش بگو بیاد
+ مررررسیییییی داداش خدمو بوس بهت بای
× ( خنده) بای بچه.
قط کردم و ...
×: نه
+: اممم خب ساعت چند قراره بریم؟
×: 8 آماده باش ( از سر جاش بلند میشه ) من یه سر برم شرکت 8 اینا بر میگردم بعد میریم
+: اهم باش
جونیور رفت. صبحونمو خوردم و میز رو جمع کردم بعد ظرف رو شستم و رفتم توی اتاقم رو تخت ولو شدم ساعت 1 ظهر بود و الان وقت داشتم پس یکم توی گوشی گشتم ک دیدم ملینا بهم پیام داده ( ملینا دوست آ/ت هست و از بچگی باهم توی یه پرورشگاه بودن ملینا تنها زندگی میکنه میدونه یه برادر داره ولی نمیدونه کجاست و کیه و اینکه ملینا هم 20 سالشه علامت ملینا * )
* سلام دختر کجایی؟ چیکار میکنی؟
+ سلام ملینا هیچی خونم تو کجایی؟
بعد چند دقیقه سین زد و گفت
* اممم من امروز از کار مرخص شدم رئیس بخاطر عروسی دخترش بهمون مرخصی داد.
+ اهم خوب چیکار میکنی؟
* هیچی بیکار حوصله ام سر رفته میای بریم بیرون؟
+ هعی متاسفم امشب قراره با داداشم و دوستاش برم بیرون فک نکنم بتونم باهات بیام
* ساعت چند قراره بری؟
+ 8 شب
* امم خب منم میتونم باهات بیام؟ اخه خیلی حوصله ام سر رفته تروخدااا🥺
+ نمیدونم بزار از جونیور بپرسم
* باشه مرسییییی
شماره جونیور گرفتم و بهش زنگ زدم بعد چند بوق جواب داد
+ سلام داداشیییییی
× سلام چیشد یبارم گفتی داداش😏
+ عوضی خب ولش میگم اممم امشب دختر دیگه ای هم جز من توی جمع دوستات هست؟
× آره دوست دخترای دوستام
+ اممم خب منم میتونم یکی از دوستامو بیارم؟
× اممم دختر یا پسر؟
+ احمق معلومه دختر
× خب هعی باش بگو بیاد
+ مررررسیییییی داداش خدمو بوس بهت بای
× ( خنده) بای بچه.
قط کردم و ...
- ۳.۵k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط