{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند
هزار فتنه به هر گوشه‌ای برانگیزند


قرار عقل برفت و مجال صبر نماند
که چشم و زلف تو از حد برون دلاویزند


#سعدی
صبحتــون غزل
اول هفته‌تون شاد
دیدگاه ها (۱)

رها ز خویشم و دربند ِ او که برده زِ یادز ِ دل گره بگشای ای خ...

‌هر موی زلف او یکی جان دارد ما را چو سر زلف پریشان دارددانی...

فقط تاریکی می‌داند ماه چقدر روشن است !فقط خاک می‌داند دست‌ها...

از شوق تماشای شب چشم تو سرشارآیینه به دست آمده ام بر سر بازا...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🍁خدای خوبم ! یاریم ...

تک پارتییییی نام: بی خوابیا.ت یک ماهی میشد که با نامجون ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط