{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پر از زندگی بود حیاط خانه ات در شلوغی بچها، دور هم جمع شد

پر از زندگی بود حیاط خانه ات در شلوغی بچها، دور هم جمع شدن هایی که شاید خیلی از ما خستگی میگرفت.
.
و حالا خیلی وقت است دیگر نه خودمان هم جمع شدیم نه دلهامان
دیدگاه ها (۰)

شاید غلام ِروی سیاهَت شدم شبیآنکس که از حقیقت ِتو با خبر شده

صبوری...#غمگین

زندگی پر از مرد و زنانی است که دست به شروع روابطی میزنند به ...

و تو میدانی آرام ترین جایِ دنیا مماس با تو زن...

‌یک‌وقت‌هایی، زندگی میبرتت جایی که هیچ وقت بهش فکر نکردی. یک...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط