{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم
صبح همگی بخییییییر

خواهرم: زهر مار وحشی چته؟
داداشم: بدبخت صبح ندیده باز با کی قرار داری؟
مادرم: خدا مرگت بده بچه زهرم رفت.
بابام: اگه این این همه سالو صرف یه گوسفند میکردم الان یه گله گوسفند داشتم......

عاشق ادبیاتشونم.....
این فیلم خارجیاهمه اش الکیه بخدا
دیدگاه ها (۱)

من حرفی ندارم.

...

یادتونه تابستونا توراه مدرسه یخمک میگرفتیم با زانو از وسط نص...

اتل متل یه مورچهقدم میزد تو کوچهاومد ی کفش ولگردپای اونو لگد...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بيدار شدم از اتاق اومدم بيرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط