{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم
صبح همگی بخییییییر

خواهرم: زهر مار وحشی چته؟
داداشم: بدبخت صبح ندیده باز با کی قرار داری؟
مادرم: خدا مرگت بده بچه زهرم رفت.
بابام: اگه این این همه سالو صرف یه گوسفند میکردم الان یه گله گوسفند داشتم......

عاشق ادبیاتشونم.....
این فیلم خارجیاهمه اش الکیه بخدا
دیدگاه ها (۱)

قدیما اگه باباها از دسته بچه شون ناراحت میشدن میگفتن کاری نک...

ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺤﻞ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺩﯾﻢ ، ﺩ...

این پست حرومه نخونین ...

ﺩﺧﺘﺮ ﻓﺎﻣﯿﻠﻤﻮﻥ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﺮﯾﻢ ﮔﻠﯽ ﺑﯿﺎ ﺑﻐﻠﻢﯾﻪ ﺑﻮﺱ ﺑﻬﻢ...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح ه...

صبح از خواب بيدار شدم از اتاق اومدم بيرون بلند داد زدم صبح ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط