- یادمه روزی که داشت میرفت بهش گفتم ك

- یادمه روزی که داشت میرفت بهش گفتم ك
ببین منو ؛
من خیلی دوست دارما .
با این حال میخوای بری؟!
گفت آره . .
یادمه دوبار دیگه هم بهش گفتم . .
که با اینکه دوست دارم .
حاضری ترکم کنی و هربار جوابش آره بود .
بعد اون دیگه ترسیدم .
یعنی نشد که بگم .
میخواستم بگما . .
میخواستم از حس واقعیم به آدمای دوست داشتنی زندگیم بگم .
ولی خب ترسیدم که اونا هم منو تنها بذارن . . )!🌼'✨️

#محمدمهدی_عظیمی
دیدگاه ها (۰)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌🕸🌑🕸 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌این پست برای m ه...

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

I'm not jealous part 53خلاصه پدربزرگت به حدی به دایی بزرگت ا...

the first lie

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... جلوم زانو زد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط