{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- یادمه روزی که داشت میرفت بهش گفتم ك

- یادمه روزی که داشت میرفت بهش گفتم ك
ببین منو ؛
من خیلی دوست دارما .
با این حال میخوای بری؟!
گفت آره . .
یادمه دوبار دیگه هم بهش گفتم . .
که با اینکه دوست دارم .
حاضری ترکم کنی و هربار جوابش آره بود .
بعد اون دیگه ترسیدم .
یعنی نشد که بگم .
میخواستم بگما . .
میخواستم از حس واقعیم به آدمای دوست داشتنی زندگیم بگم .
ولی خب ترسیدم که اونا هم منو تنها بذارن . . )!🌼'✨️

#محمدمهدی_عظیمی
دیدگاه ها (۰)

- دیدی بعضی وقتا از شدت درد نمیتونی حتی اون درد رو توضیح بدی...

- موندن بهانه می‌خواد ؛وقتی توی دلگيرترين غروب هفته چشمات رو...

- توی شلوغی خيابون دستمو محكم تر گرفت . .سرشو آورد پايين، نز...

- من تو رو خیلی ساده از دست دادم . .وقتایی که باید تمام توجه...

dark love

پارت یک باران شرشر از آسمان می‌آمد ولی من فقط منتظر یه نفر ب...

پارت آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط