{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دو چشمش گناه می خندید

در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه می خندید
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله ئی بی پناه می خندید


شرمناک و پر از نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
در دو چشمم نگاه کردم و گفت :
باید از عشق حاصلی برداشت


سایه ئی روی سایه ئی خم شد
در نهانگاه راز پرور شب
نفسی روی گونه ئی لغزید
بوسه ئی شعله زد میان دو لب
دیدگاه ها (۱)

لطفا کامنت

دوست دارین ..

نا آشنا ...باز هم قلبی به پایم اوفتاد باز هم چشمی به رویم خی...

....

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

نام: قرارداد نفرتPart:²⁷نور آفتاب از لای پرده افتاده بود روی...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝘼𝙛𝙩𝙚𝙧 𝙎𝙩𝙤𝙧𝙮 : (real end)تهیونگ کی...

نمیبخشمت p.23

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

...My evil angel...پارت³🪽🔥 فصل سوم | قسمت سومبازگشت برادر......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط