{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
زمستان را فقط
به خاطر تو دوست دارم

به خاطر لباس‌های گرم زمستانی‌ات
که هرچه سردتر می‌شود
زیباترت می‌کنند
به خاطر پالتوی کمرتنگی که قدت را
بلندتر نشان می‌دهد
به خاطر آن پلی‌ور سفید یقه‌اسکی
که محشر می‌کند
و هر بار که می‌پوشی‌اش
مثل گلی که باز شود در برف
چهره‌ات می‌شکوفد از یقه‌ی تنگش
به خاطر آن شال گردن کشمیر
که جان می‌دهد برای یک میز آفتابگیر وُ
قهوه‌ی تلخ با شیر
سال از پیِ سال از حضور تو
حظ می‌کنم هر روز
در لباس‌هایی که فصل را کوتاه
و بی‌همتا می‌کند پسند تو را
لباس‌هایی که وسط تابستان هم
دلم برای دیدنشان
تنگ می‌شود
دستکش‌های نرمی
که از من نیز گرم‌ترند
و بوی صحرائی چرمشان تا بهار
عطر ملایم دست‌های توست
و آن چکمه‌های وِرنیِ ساق بلند
که کفرت را گاهی درمی‌آورند
وقتی کنار یک فنجان چای تازه‌دم
یک دنده وا می‌روی در گرمای مبل
و گوش نمی‌دهی به پیشنهاد من
که بارها گفته‌ام با کمال میل حاضرم
مأموریت بی‌خطر بازکردن بندشان را
به عهده بگیرم
زمستان را
به خاطر چتری دوست دارم
که سرپناهش را در باران
قسمت می‌کنی با من
و هر قدر هم که گرم بپوشی
یقین دارم باز در صف خلوت سینما خودت را
دلبرانه می‌چسبانی به من
هنوز باورم نمی‌شود
که سال به سال
چشم به راه زمستانی می‌نشینم
که سال‌ها چشم دیدنش را نداشته‌ام...






عباس صفاري
دیدگاه ها (۱)

با توامای لنگر تسکین!ای تکان‌های دل!ای آرامش ساحل!با توامای ...

با یادِ "مادرم" که لباس های کهنه اش هر سال با رسیدن عی...

ها! به کجا می کشی ام خوب من !ها! نکشانی به پشیمانی ام ....با...

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسدنخواست او به منِ خسته بی‌گمان...

شناسه : #23927نام : 2392جنس : فوتر کجراهرنگ بندی : مشکی ، مو...

مینهو به‌عنوان سفیر برند Matin Kim معرفی شد!🖇 https://www.sl...

استی: آخرین خواهشم از بنگ چان، لطفاً، به خاطر سلامت روان جفت...

سناریو جونگکوک

رمان تهیونگ و جنی

dark life = 20

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

سناریو تهیونگ

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط