{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۳۷

دیانا، میشه بریم رستوران

ارسلان، جان

دیانا، نمیبری

ارسلان، چرا اونوقت

دیانا، اصلا نمیخوام امشبم نه حق داری قبل خواب بغلم کنی نه روی تخت پیشم بخوابی اون لباس هارو هم نمیپوشم

ارسلان، عه

دیانا، مه. قهرم

ارسلان، بابا بزار من حرف بزنم باشه میریم رستوران

دیانا، آفرین پسر خوب

ارسلان، هوف

دیانا، چیه نکن ناراحتی
دیدگاه ها (۶)

رمان ملک قلبم پارت ۳۸ارسلان، عزیزم چرا میپری به آدم دیانا، ب...

رمان ملک قلبم پارت ۳۹دیانا، میکنم ارسلان، نفس ارسلان چیشده خ...

پارت ۱۴ رمان ملک قلبم ارسلان، چرا گریه میکنی دیانا، گلوم خیل...

پارت ۱۳ رمان ملک قلبم دیانا، قرصو خوردم رفتم تو اتاق خوابیدم...

☆راند اخر☆part 8جونگکوک: ات داشت گریه میکرد اون بهم گفت دوست...

فصل سوم قسمت اول ستاره منامیلی : بانوی من بهتره برای مدرسه ...

سه پارتی از سانزو‌ #پارت2:نمیدونم، اگه میخوای بخوابی بخواب،ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط