رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۲۷

دیانا، بزارم زمین

ارسلان، نوچ

دیانا، بزارم زمین با مشتام میزدم به سینش

ارسلان، با دست های کوچولوش هی مشت
میزد به سینم اینقدر ورجه وورجه نکن

دیانا، نمیخوام بزارم زمین

ارسلان، فایده نداره

دیانا، دیدم فایده نداره ول کردم دیگه

۷ تا پارت به مناسبت ۱۹۰ تاییشدنمون که من نزاشتم الان گذاشتم
واینکه برای ۲۰۰ تایی شدنمون فردا ۵ تا پارت میزارم
دیدگاه ها (۲۲)

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 81به مناسبت ۷۰۰ تایی...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۶۳دیانا: نمیدونم🤷‍♀️ارسلان:🤦‍♂️دی...

رمان ملک قلبم پارت ۴۶ارسلان، کنارش دراز کشیدم و بغلش کردم دس...

رمان بغلی من پارت ۱۷۳و۱۷۴و۱۷۵دیانا: لبخندی بهش زدم لیلا:بیا ...

گناهکار...

رمان دنیای من پارت ۲۶دیانا خوبی ببخشید یادت اوردم دیانا، اشک...

رمان بغلی من پارت۱۷۶و۱۷۷و۱۷۸و۱۷۹دیانا: اذیتم نکن بزارم زمینا...

کیش و مات پارت 13دیاناکه با تمام وجد جیغ زدمارسلاندنبال دختر...

رمان گناه عشق❌🍷پارت: ۳۵مهگل همون دوست دختر سابق ارسلان که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط