{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۲۷

دیانا، بزارم زمین

ارسلان، نوچ

دیانا، بزارم زمین با مشتام میزدم به سینش

ارسلان، با دست های کوچولوش هی مشت
میزد به سینم اینقدر ورجه وورجه نکن

دیانا، نمیخوام بزارم زمین

ارسلان، فایده نداره

دیانا، دیدم فایده نداره ول کردم دیگه

۷ تا پارت به مناسبت ۱۹۰ تاییشدنمون که من نزاشتم الان گذاشتم
واینکه برای ۲۰۰ تایی شدنمون فردا ۵ تا پارت میزارم
دیدگاه ها (۲۲)

رمان ملک قلبم پارت ۲۸ارسلان، انداختمش رو تخت دیانا، اذیت نکن...

رمان ملک قلبم پارت ۲۶ارسلان، سوختم دیانا، خوب فوتش کن ارسلان...

رمان ملک قلبم پارت۲۵دیانا، رفتم غذا رو گرم کنم .. ۱۵ دقیقه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط