p26
p26
دستشو جلو آورد به معنی اینکه بگیرش پسش زدم باهم به سمت اتاق مشترکمون رفتیم و وارد کلوسد روم شدیم
تی شرت بلندی که تنم بود رو در آوردم و کمرمو گرفت
دیانا : اجازه اش رو بهت ندادم
دستشو از روی کمرم برداشت
متیو : اجازه دارم
دیانا : اینکه لباسمو در بیاری
متیو : بدون لمست درش آوردم توت فرنگی
دیانا : عهههه
متیو : خیلی کیوتی برو پشت پرده ات تا لباستو بدم
دیانا : خودم می خواهم انتخابش کنم
متیو : ولی تو مال منی و من میگم چی بپوشی
دیانا : من مال کسی نیستم
متیو : باشه من چند تا لباس انتخاب میکنم تو بینشون یکی رو بگو
دیانا : نه من چند تا انتخاب میکنم تو یکی رو بگو
و ۳ تا لباس انتخاب کردم یکی آبی پر رنگ یکی زرشکی و یکی قرمز روشن
متیو : اومممم خب اینو بپوش
(زرشکیه)
دیانا : باشه
و رفتم بپوشم و اومدم بیرون دیدم کت شلوار مشکی پوشیده و در حال بستن کرواته ولی نمیتونه
متیو : میدونی عروسک گور بابای کروات
و پرتش کرد رو زمین
دیانا : دیوونه
متیو : دیوونه تو
براید بغلم کرد و رو تخت گذاشتم کفشمو آورد و پام کرد
به سمت میز آرایشم رفتم و آرایش ملایمی کردم و بعدش هم رژ زرشکی ام میدرخشید روی لبام چون مثل دریکو خیلی سفید بودم بهم میومد
متیو : اونو نزن
دیانا : همین مونده تو بهم بگی
و پر رنگ ترش کردم
رژ رو قاپید و بست و گذاشت تو جیبش
دیانا : چته وحشی
متیو : برو پاکش کن
دیانا : نمیخواهم بده من
متیو : اونو که میدهم ولی برو پاکش کن
دیانا : وایسا تا برم
متیو : اههههه خیلی خب بیا
و رژمو داد
هانا : مرسییی
متیو : درد نن میرم تو ماشین تو بیا
هانا : کدوم
متیو : اونی که پلاکشE89 داره مشکیه
هانا : آها باشه E89
متیو : آره
دستشو جلو آورد به معنی اینکه بگیرش پسش زدم باهم به سمت اتاق مشترکمون رفتیم و وارد کلوسد روم شدیم
تی شرت بلندی که تنم بود رو در آوردم و کمرمو گرفت
دیانا : اجازه اش رو بهت ندادم
دستشو از روی کمرم برداشت
متیو : اجازه دارم
دیانا : اینکه لباسمو در بیاری
متیو : بدون لمست درش آوردم توت فرنگی
دیانا : عهههه
متیو : خیلی کیوتی برو پشت پرده ات تا لباستو بدم
دیانا : خودم می خواهم انتخابش کنم
متیو : ولی تو مال منی و من میگم چی بپوشی
دیانا : من مال کسی نیستم
متیو : باشه من چند تا لباس انتخاب میکنم تو بینشون یکی رو بگو
دیانا : نه من چند تا انتخاب میکنم تو یکی رو بگو
و ۳ تا لباس انتخاب کردم یکی آبی پر رنگ یکی زرشکی و یکی قرمز روشن
متیو : اومممم خب اینو بپوش
(زرشکیه)
دیانا : باشه
و رفتم بپوشم و اومدم بیرون دیدم کت شلوار مشکی پوشیده و در حال بستن کرواته ولی نمیتونه
متیو : میدونی عروسک گور بابای کروات
و پرتش کرد رو زمین
دیانا : دیوونه
متیو : دیوونه تو
براید بغلم کرد و رو تخت گذاشتم کفشمو آورد و پام کرد
به سمت میز آرایشم رفتم و آرایش ملایمی کردم و بعدش هم رژ زرشکی ام میدرخشید روی لبام چون مثل دریکو خیلی سفید بودم بهم میومد
متیو : اونو نزن
دیانا : همین مونده تو بهم بگی
و پر رنگ ترش کردم
رژ رو قاپید و بست و گذاشت تو جیبش
دیانا : چته وحشی
متیو : برو پاکش کن
دیانا : نمیخواهم بده من
متیو : اونو که میدهم ولی برو پاکش کن
دیانا : وایسا تا برم
متیو : اههههه خیلی خب بیا
و رژمو داد
هانا : مرسییی
متیو : درد نن میرم تو ماشین تو بیا
هانا : کدوم
متیو : اونی که پلاکشE89 داره مشکیه
هانا : آها باشه E89
متیو : آره
- ۱۱۹
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط