{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forced Marriage

Forced Marriage
Part 21

آهنگ آرومی داخل ماشین پخش می‌شد

دستم رو روی فرمون جابه‌جا کردم و به مسیر مقابلم خیره شدم

با اینکه چند دقیقه پیش به خودم گفته بودم همه‌ی اون حس‌ها فقط خیال بوده

اما هنوز ته دلم آروم نبود

چند بار دیگه هم توی آینه نگاه کردم

هیچ ماشینی پشت سرم نبود

نفسم رو آروم بیرون دادم

+زیادی حساس شدی جنا

چند دقیقه بعد جلوی ساختمون ایستادم

ماشین رو داخل پارکینگ بردم و پیاده شدم

همین که خواستم به سمت آسانسور برم بی‌اختیار احساس کردم یکی داره نگاهم می‌کنه

برگشتم

پارکینگ تقریباً خالی بود

چند تا ماشین گوشه‌ی پارکینگ پارک شده بودن اما کسی دیده نمی‌شد

چند ثانیه همون‌جا ایستادم

بعد سرم رو تکون دادم و سوار آسانسور شدم

در آسانسور بسته شد

همون لحظه یه مرد از پشت یکی از ستون‌های پارکینگ بیرون اومد

نگاهش روی در بسته‌ی آسانسور موند

آروم گوشی تلفنش رو از جیبش بیرون آورد و شماره‌ای گرفت

؟رسید

چند ثانیه سکوت کرد

؟بله تنها بود

صدای مردی از اون طرف خط شنیده شد اما کلماتش واضح نبود

مرد فقط سر تکون داد

؟فهمیدم فعلا فقط زیر نظرش داریم

تماس قطع شد

مرد دوباره نگاهی به آسانسور انداخت و زیر لب گفت

؟هنوز خبر نداری چه بازی‌ای قراره شروع بشه خانم وکیل...



جلسه‌ی آخرم تازه تموم شده بود

خسته از روی صندلی بلند شدم و پرونده‌ها رو روی میز گذاشتم

منشی در زد

آقای کیم قرارداد فردا آماده شده

ـ بذارش روی میز

چشم

همین که منشی از اتاق بیرون رفت نگاهی به ساعت انداختم

از نه شب گذشته بود

کت‌م رو برداشتم و از شرکت بیرون زدم

وقتی وارد خونه شدم چراغ‌های پذیرایی روشن بود

جنا روی مبل نشسته بود

یه لیوان چای جلوی دستش بود اما حتی بهش دست نزده بود

همین که صدای بسته شدن در اومد سرش رو بلند کرد

نگاه کوتاهی بهم انداخت

+سلام

ـ سلام

همین

نه حرف دیگه‌ای زده شد
نه سوال دیگه‌ای پرسیده شد

جنا لیوان چای رو برداشت و بدون اینکه چیزی بگه به سمت اتاقش رفت

در اتاقش آروم بسته شد

نگاهم چند ثانیه روی همون در موند

بعد بی‌تفاوت نگاهم رو گرفتم

(همین بهتره)

اما پشت اون در بسته

جنا هنوز به حس عجیبی فکر می‌کرد که از لحظه‌ی خروجش از شرکت تا رسیدن به خونه یک لحظه هم رهاش نکرده بود





#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۴)

Forced MarriagePart 22صبح زود با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدا...

Forced MarriagePart 23چند دقیقه فقط به صفحه‌ی گوشیم خیره مون...

Forced marriagePart20همین که وارد شرکت شدم جین از پشت میزش س...

فالوشه @hana.s.m.b

Forced MarriagePart 19سه روز گذشته بودبعد از حرف‌های اون روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط