Forced Marriage
Forced Marriage
Part 23
چند دقیقه فقط به صفحهی گوشیم خیره موندم
آخرش نفس عمیقی کشیدم و گوشی رو روی میز گذاشتم
+نه... نباید بذارم با این کارا بترسونتم
اما هر چقدر هم سعی میکردم تمرکز کنم چشمم روی پروندهها ثابت نمیموند
همون موقع در اتاق زده شد
&جنا؟
+بیا تو
جین وارد شد
همین که صورتم رو دید اخم کرد
&باز چی شده؟
گوشیم رو به سمتش گرفتم
پیام رو خوند
چند ثانیه سکوت کرد
بعد آروم گفت
&از یه شمارهی ناشناسه؟
+آره
&جواب دادی؟
سرم رو به نشونهی منفی تکون دادم
جین گوشی رو روی میز گذاشت
&این دیگه شوخی نیست
+میدونم
&باید به پلیس خبر بدیم
چند لحظه فکر کردم
+با یه پیام ناشناس؟ هیچ مدرکی نداریم که ثابت کنه کار مینه
جین با کلافگی دستش رو توی موهاش کشید
&ولی هر دومون میدونیم کار کیه
سکوت کردم
حق با اون بود
اما بدون مدرک کاری از دستمون برنمیاومد
ساعت از شش گذشته بود
این بار جین اصرار کرد با هم از شرکت خارج بشیم
هر دو به سمت پارکینگ رفتیم
همین که به ماشینم رسیدم جین یه دفعه صدام زد
&جنا... وایسا
برگشتم
نگاهش روی لاستیک جلوی ماشینم ثابت مونده بود
اخم کردم
+چی شده؟
خم شد و با دستش به یکی از پیچهای رینگ اشاره کرد
&این... قبلا اینجوری بود؟
منم خم شدم
دو تا از پیچها نیمهباز بودن
انگار کسی عمدا شلشون کرده بود
قلبم فرو ریخت
+محاله صبح که اومدم سالم بود
جین سریع گوشیش رو درآورد
&دست نزن اول ازش عکس میگیرم
بیاختیار اطراف پارکینگ رو نگاه کردم
همه چیز عادی بود
اما این بار مطمئن بودم اون حس
فقط توهم نبود
پشت شیشهی دودی یه ماشین مشکی
مردی ایستاده بود و با لبخند هردوشون رو تماشا میکرد
بدون اینکه چیزی بگه گوشی رو کنار گوشش برد
؟خانم وکیل
کمکم داره باور میکنه که این فقط یه هشدار نیست
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 23
چند دقیقه فقط به صفحهی گوشیم خیره موندم
آخرش نفس عمیقی کشیدم و گوشی رو روی میز گذاشتم
+نه... نباید بذارم با این کارا بترسونتم
اما هر چقدر هم سعی میکردم تمرکز کنم چشمم روی پروندهها ثابت نمیموند
همون موقع در اتاق زده شد
&جنا؟
+بیا تو
جین وارد شد
همین که صورتم رو دید اخم کرد
&باز چی شده؟
گوشیم رو به سمتش گرفتم
پیام رو خوند
چند ثانیه سکوت کرد
بعد آروم گفت
&از یه شمارهی ناشناسه؟
+آره
&جواب دادی؟
سرم رو به نشونهی منفی تکون دادم
جین گوشی رو روی میز گذاشت
&این دیگه شوخی نیست
+میدونم
&باید به پلیس خبر بدیم
چند لحظه فکر کردم
+با یه پیام ناشناس؟ هیچ مدرکی نداریم که ثابت کنه کار مینه
جین با کلافگی دستش رو توی موهاش کشید
&ولی هر دومون میدونیم کار کیه
سکوت کردم
حق با اون بود
اما بدون مدرک کاری از دستمون برنمیاومد
ساعت از شش گذشته بود
این بار جین اصرار کرد با هم از شرکت خارج بشیم
هر دو به سمت پارکینگ رفتیم
همین که به ماشینم رسیدم جین یه دفعه صدام زد
&جنا... وایسا
برگشتم
نگاهش روی لاستیک جلوی ماشینم ثابت مونده بود
اخم کردم
+چی شده؟
خم شد و با دستش به یکی از پیچهای رینگ اشاره کرد
&این... قبلا اینجوری بود؟
منم خم شدم
دو تا از پیچها نیمهباز بودن
انگار کسی عمدا شلشون کرده بود
قلبم فرو ریخت
+محاله صبح که اومدم سالم بود
جین سریع گوشیش رو درآورد
&دست نزن اول ازش عکس میگیرم
بیاختیار اطراف پارکینگ رو نگاه کردم
همه چیز عادی بود
اما این بار مطمئن بودم اون حس
فقط توهم نبود
پشت شیشهی دودی یه ماشین مشکی
مردی ایستاده بود و با لبخند هردوشون رو تماشا میکرد
بدون اینکه چیزی بگه گوشی رو کنار گوشش برد
؟خانم وکیل
کمکم داره باور میکنه که این فقط یه هشدار نیست
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۴۰۸
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط