{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ی این ها برای توست

همه ی این ها برای توست
.
.


تا لبخندی بزنی

و من

آرام بگیرم

ساز دست هایم را کوک کرده ام

تو را می شناسند

مگر می شود

خاطره باشد و تو نباشی .. ؟

کافی ست

نه با چشم

با دل ات

من را بخوانی.
سیدمحمد_مرکبیان
دیدگاه ها (۴)

بوی عشق می‌ داد، بوی خنکی ونم بارون..گفتم: ببین چه هوای دلیه...

📞 کاش می شد زن ها را وقتی دارند با تلفن حرف میزنند ببینی...ب...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط