* گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
* گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
* گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
* گاهی بساط عیش خودش جور می شود
* گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
* گه جور می شود خود آن بی مقدمه
* گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
* گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
* گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
* گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
* گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
* گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
* گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
* گاهی تمام آبی این آسمان ما
* یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
* گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود
* ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
* گویی به خواب بود جوانی مانگذشت
* گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
* کاری ندارم کجایی چه می کنی
* بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود
*قیصر امین پور*
* گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
* گاهی بساط عیش خودش جور می شود
* گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
* گه جور می شود خود آن بی مقدمه
* گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
* گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
* گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
* گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
* گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
* گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
* گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
* گاهی تمام آبی این آسمان ما
* یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
* گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود
* ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
* گویی به خواب بود جوانی مانگذشت
* گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
* کاری ندارم کجایی چه می کنی
* بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود
*قیصر امین پور*
- ۴.۸k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط