سناریو

سناریو
وقتی میدزدنت و عاشقشتن ولی خیلی اذیتت کردن
_________________________________
جین:
من واقعا عاشقش شدم چه طوری بهش بگم آخه قبول نمیکنه من اونو خیلی اذیت کردم فهمیدم (میره برای ات گلی که دوست داره رو میخره و از دلت در میاره)
شوگا:
انقدر واست کیوت بازی در میاره ات باز قبول نمیکنه (چه لوس) پس تصمیم میگیره که چند وقت غذا نخوره اون وقت میری از دلش درمیاری
جیهوپ:
ایشون انقدر جذاب ات خانم الان زنه ش هست
آرام:
ات و آرام هردوشون عاشق کتاب هستن و اینگونه ات هم عاشقش میشه
موچی :
مثل شوگا
ته ته:
اصلا لازم نیست بدزدت شما دوسال عاشق همین
کوک:
ات و کوک هردوشون به بوکس علاقه دارن و هردوشون کیوت و خرگوش هستن و اینگونه ات خانم هم بله میگه
پایان
______________________
چه طور شد
از نظره خودم بد شد
دیدگاه ها (۰)

فیک بعدی به نظرتون از جیمین و یونگی باشه

پارت آخر پرش زمانی به ۵ سال بعد ات ویو :الان من ۵ سال توسط ی...

بچه ها سلام ببخشید این چند وقت نبودم درسام زیاد بود و امتحان...

ارباب مرگبار من:پارت ۱۴از زبان اتوقتی چشمام رو باز کردم دیدم...

زندگی بعد از تو

قلب یخیپارت ۱۶این موقع شب پارت رو گذاشتم تا ببینم جغد های وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط