#مافیای_من

#مافیای_من
P:43
(ویو ا.ت)

با همون لبخند خبیث شرا*ب از توی کابینت در آوردم

به سمت کابینتی رفتم که توش لیوان های شرا*ب خوری رو دیده بودم رفتم و 9 تاشون برداشتم و توی سینی گزاشتم

شرابو هم توی سینی گزاشتم و بعد از آماده کردن مزه ها( چیپسو پفک ............) درحالی که مزه ها توی دستام بود به سمت حال رفتم و مزه هارو روی میز وسط گزاشتم

با روشن کردن برق توجه همه به سمتم برگشت
اهمیتی زیادی ندادن که بعد از خاموش کردن تلوزیون اعتراضشون بلند شد
فلیکس: چیکار میکنی؟!

با گفتن صبر کنی زیر لب دوباره به سمت آشپز خونه رفتمو سینی ای که توش شرا*بو لیوان بودو آوردم

سینی رو روی میز وسط گزاشتم و بعد درحالی که به جمع نگاه میکردم گفتم
ا.ت: کی پایه ی یه شب توپه؟!

با دیدن نطر مثبتشون روی زمین پیش میز وسط نشستم و گفتم
ا.ت: با یه مسابقه چطورین؟(کیدرامرا میفهمن منظورش چیه 😂)

هیونجین توی تمام مدت حرفی نمیزدو فقط نگاه می‌کرد ولی با حرفی که زدم با پوزخند گفت
هیونجین: نمیترسی که با چندتا مرد توی خونه مست کنی؟!

به سمتش برگشتم و درحالی که توی چشماش زول زده بودم گفتم
ا.ت: نه!!

با حالت مسخره ای ادامه دادم
ا.ت: نکنه تو میترسی؟!

پایان پارت ۴۳🤨
دیدگاه ها (۶)

فیک تهیونگ عشق اجبار

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

مافیای من

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط