عاشق مغرور

عاشق مغرور
#پارت۴

وارد اتاق که شدیم درو بست

با استرس بهش نگاه کردم با
صورتی خشک اما نگاهی با مهر بهم نگاه کرد و گفت نترس نمی زارم اذیت شی

میترسیدم از این ادم وحشی میترسیدم اما با خریت محض یه مشت چرت و پرت گفتم تا شانس اخرمو امتحان کنم

-من کس دیگه از رو دوست دارم نمیشه با هم باشیم

به انی محبت نگاهش رفت رگ گردش باد کرد و صورتش سرخ شد با عصبانیت سمتم اومد و با فک قفل شده گفت
-گور خودتو کندی

تازه به خودم اومد فهمیدم چه غلطی کردم میدونستم دیگه غلط کردنم فایده نداره

تو یه لحظه با خشونت منو روی ت..خت پرت کرد و اروم طوری که مور مورم بشه زیر گوشم گفت

-از خدا می خوام دخ..تر نباشی عروسک اون موقع جهنم و شیطان واقعی رو نشونت میدم

و لی...سی از لاله گوشم زد که صدای ا..هم بلند شد...
دیدگاه ها (۱۰)

بچه ها رمانش خیلیییییی خفنه پیجیش معتادتون میکنه😍🤩https://wi...

بچه ها خفن تر از رمان کینه ای نداریم زود به زودم پارت میزاره...

عاشق مغرور#پارت۳بعد از رفتن عاقد مردا به جز ارسلان رفتن تا ب...

عاشق مغرور#پارت۲«حال»چشم هامو با عجز بستم اصلا صدای محیطو و ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۶۷ اومد پشتم و دستشو نرم رو ب...

ویو آتما تو جنگل بودیم که یهو نینا حالش بد شد و گفت آب و اک...

ك---Rain Between Usپارت ۱ – اولین برخورداز نگاه ا.تبارون ریز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط