لنوشته ست میخوای بخون قشنگه
لنوشته ست میخوای بخون قشنگه
ی شبای تو زندگیت هست که وقتی دفتر خاطرات زندگی تو ورق میزنی به چیزای میرسی که نمیدونی تقدیرت بوده یا تقصیرت...
به ادمای میرسی که نمیدونی دردن یا همدرد...به صحنه های میرسیکه حضمش برای دل کوچیکت سخته و به دردای میرسی که برای توبزرگه...
به ارزوهای که تَوَهُم شد...رویای که گذشت...به چیزای که حقت بود شد توقع...
وزخم های که با نمک روزگار اغشته شده...واحساس که دیگران اشتباه مینامند...
دوست اخر دنیای که بهت پشت کرده...وبازهم انتهای دفترخودت میمانی...وزخمهای که روزگار پشت هم میزند...و سکوت هم دوای دردش نیست
ی شبای تو زندگیت هست که وقتی دفتر خاطرات زندگی تو ورق میزنی به چیزای میرسی که نمیدونی تقدیرت بوده یا تقصیرت...
به ادمای میرسی که نمیدونی دردن یا همدرد...به صحنه های میرسیکه حضمش برای دل کوچیکت سخته و به دردای میرسی که برای توبزرگه...
به ارزوهای که تَوَهُم شد...رویای که گذشت...به چیزای که حقت بود شد توقع...
وزخم های که با نمک روزگار اغشته شده...واحساس که دیگران اشتباه مینامند...
دوست اخر دنیای که بهت پشت کرده...وبازهم انتهای دفترخودت میمانی...وزخمهای که روزگار پشت هم میزند...و سکوت هم دوای دردش نیست
- ۱.۱k
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط