{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز

گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز

بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم ... من می گریستم به اینکه

حتی او هم محبت مرا از سادگی ام می پندارد ... !!!
دیدگاه ها (۲۰)

ﻣﯽ ﺗﺮﺳـــــﻢ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐـــــﻪ ,ﺑﭽّـــــﻢ ﺍﺯﻡ ﺑﭙﺮﺳـــــﻪ :ﻣﺎﻣـ...

خواهد آمد ای دل دیوانه اماو که نامش با لبانم آشناستمن گل نرگ...

عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن استگوش کردن نیست ، درک کردن است...

عشق، یعنی اینکه در اوجِ خستگی، فقط با شنیدنِ صدای تو، انگار ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗بعد از آن روز، یونا دیگر کمتر به قصر ...

بسم الله الرحمن الرحیم فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۱شب، وقتی به فرودگاه رسیدن، خانواده‌ی ...

☘ سلام امام زمانم☀️ آقای خوبم...تمام کارهای روزانه‌ام را به ...

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۱۲

🔴 قلب شما روزانه حدود ۱۰۰ هزار بار می‌تپد🔹 قلب یک فرد سالم د...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط