{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دارم از تو حرف میزنم...

دارم از تو حرف میزنم...
اما روحت هم از نوشته هایم خبر ندارد...
ایرادی ندارد...
یاد تو به نوشته هایم رنگ می دهد...
شاید دیگری بخواند و آرام بگیرد ذهن پریشانش...
↢❦❦↣
دیدگاه ها (۱)

هوایت را به سمت من کج کن...این روز ها بدجور نفس تنگی گرفتم، ...

ﭼﻪ ﺁﺳﺎﻥ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ ﺳﺒﻘﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎﯾﯿﻢ ،ﻭ ﺑﻪ ﻋﺒﻮﺭﺷﺎﻥ ﻣﯽﺧﻨﺪﯾﻢ ...ﭼﻪ...

روزهای امتحانات...ﻣــﻦ ﺟـﺰ ﻣـﺮﻭﺭ ﺭﻧﮓ ﭼﺸـــﻤــﺎﻧﺖ ........ﻭ ﺧ...

ﭘﺎﻳﻴﺰ ﻣﻲ ﺷﻮﻡﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮﻭﻗﺘﻲ ﺁﺷﻨﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﺮﺍﻳﺖﭘﺎﻳﻴﺰ ﻣﻲ ﺷﻮﻡ...

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

تو جای زخم‌هایم را می‌دانی؛ همان‌جاهایی که دیگر هیچ‌کس اجازه...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

#عاشقانههمه چیز را از دسـت داده ام؛ جز ایمانم به خـوب بودن ت...

قلم از بس انتظار برای نوای هجا هایم در حال خشکیدن بوداما امش...

دوست داشتن که تمام نمی‌شود؛فقط گاهی به دلتنگی تبدیل می‌شود.....

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

دوستت دارم...مثل عطرِ باران که آرام‌آرامدر کوچه‌های خیسِ دلت...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

گاهی زندگی، آدم را آرام و بی‌صدا از کنارِ روزهایی عبور می‌ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط