از زبان جیمین

از زبان جیمین
الان نمیگم و میزارم فردا شاید بگم و رفتم بیرون
از زبا می چا
توی اتاق بودم که صدای بسته شدن در بود رفتم ببینم که جیمین هنوز هست یا رفته که دیدم رفته تو خونه نیست رفتم ببینم شاید توی حیاط باشه که اون جا هم نبود یکن موندم توی حیاط که در باز شد یه ماشین اومد اون ماشین کیی بود ؟
یکم که گزشت فهمیدم اون ماشین کیی بوده ماشین جیمین بود پیاده شد و منو دید اومد سمتمو گفت : چرا این جا نشستی برو تو خونه
-: اخه حوصلم سرفته ( این منم )
+:میخوای بریم برون
-: خیلی سریع باکلی زوق گفتم :ارههههههه
+: پس برو آماده شو بیا بریم
-: باش
رفتم و آماده شدم ( اسلاید دوم لباس می چا )
از زبان جیمین
وقتی بهش گفتم بریم بیرون انگار برق گرفتش و سریع گفت اره 😂
منتظر موندم تا بیاد
شرط داریم دوباره
فالور : ۱۹۵ ( اگه هم ۲۰۰ بشه ممنون میشم 😂)
دیدگاه ها (۰)

وقتی که اومد فکر نمیکردم همچین لباسی داره خیلی خوشگل بود و ...

کمپانی روز صورتی پارت : ۴از زبان لینا آماده شدم و سوار ماشین...

( عکس بچگی های تهیونگه 😭✨ ) https://nubiapage.com/vote-most...

جیمین فیک زندگی پارت ۶۴#

جیمین فیک زندگی پارت ۱۰۴#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط