{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهم نیست که شانه هایت تجسم است

مهم نیست که شانه هایت تجسم است
و آغوشت خیال!
همه ی یادت اینجاست
نگاهت...صدایت...خنده هایت...
دیگر چه میخواهم؟
هیچ!
دستانت را در دستهایم جا گذاشتی
نگاهت را در نگاهم
و خیالت را در خیالم...
و من آرامم...آرام تر از همیشه...!
دیدگاه ها (۱)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

دلتنگی..جدایی..

عاشقانه های شبنم

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط