{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My professor

My professor
Part:70



ناخودآگاه قامتشو از پشت نگاه کردم و چیزای عجیبی که دربارش میدونستم برام مرور شد انگار کت چرم و مشکی یه بخش جدانشدنی از استایلش بود.

امروز با تی شرت سفید و شلوار و بوت مشکی ستش کرده بود

یه دسته کلید از جیب شلوارش خارج کرد و سوییچو تو قفل در یه ماشین چرخوند درو باز کرد و خواست سوار بشه

اما یک آن مثل اینکه سنگینی نگاه منو رو خودش حس کرده باشه درنگ کرد و روشو کمی سمتم چرخوند...

با چشمای خمارش دو یا سه ثانیه نگاهم کرد ... اون نگاه مسلط و دقیقش به چشمام اونقدر عجیب بود که قلبم لرزید و سریع نگاهمو ازش دزدیدم ....

نگاهش طوری بود که انگار اولین باری نیست که منو میبینه یا باهام مواجه میشه ...

سرمو انداختم پایین و منتظر موندم بره صدای استارت زدن ماشینش بلند شد و من دوباره زیر چشمی نگاهش کردم اما تازه متوجه موضوعی شدم که باعث شد بند دلم پاره شه ! .... ماشینش !!!!

خدای من ! این ماشین قرمز اونقدر قدیمی شده که تعداد انگشت شماری از آدمای این شهر هنوز دارنش خوب یادم میومد که قبلا شبیهشو کجا دیدم.

نگاه آخرش برام تداعی شد و برق از سرم پرید !!!! اینجا چخبره؟؟؟!!! مدل این ماشین لعنتی چرا باید همون مدلی باشه که چهار تا گولاخ منو توش چپوندن تا بکشنم ....

حجمی از اضطراب بهم حجوم اورد که انگار یکی از اون چهار تا آدم ربای وحشی رو دوباره جلوم دیده باشم ...

اونقدر شوکه شدم که یه لحظه زانوم خالی کرد و پخش زمین شدم ... کف دستامو به آسفالتی که یخ زده بود تکیه دادم و سر و صدای ماشینای خیابون کناری کاملا خفه شد ... گوشم سوت کشید

چشمای گردم رو به نقطه ی کور خیره مونده بود نفس نفس میزدم قلبم داشت از جا کنده میشد و هر لحظه بیشتر متوجه شوکه کننده بودن ماجرا میشدم ..

تصاویر پرونده ی نامجون به سرعت برق و باد از جلو چشمام رد میشدن...

یعنی ممکنه تونی مونتانا ؟!... کسی که همه جا هست و هیچ جا نیست .
...
یه همچین دانشجوی عجیبی باشه که لای جمعیت گم شده و آدماش تو دانشکده مخـدر پخش میکنن؟!....

یعنی ممکن بود جیمین تمام مدت با رفتارا و اذیتاش، جئون رو تهدید میکرده تا درمورد اون ماده زبون باز نکنه برا پلیس؟!

یه ماشین درست کنارم ترمز میخی گرفت و به خودم لرزیدم ....

صدای قدمای آشنایی رو شنیدم که با عجله بهم نزدیک شد.

ادامه دارد....
تو خماری بمونید💔💔
الکی الکی هفتاد پارت از اولین پارت گذشت
شرایط برای پارت بعد:
(شامل هر پنج پارت میشه)

لایک:۶۵
کامنت:هر چقدر که میخواید.

#رمان #فیکشن #فیک
دیدگاه ها (۲۲)

My professor Part:69با فکر کردن به اینکه شامشو ،نخورد عذاب و...

My professor Part:68پس قضیه این بود... خودمم نمیدونستم نسبت ...

بوسه مرگ "پارت ۶"ویو ا.تهمون موقع صدای قدم‌هایی از انتهای را...

^فیک جونگکوک*(پارت۷۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط