{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان جاذبه ی چشمات پارت ۱۹

رمان جاذبه ی چشمات پارت ۱۹
دوباره گوشیم زنگ خورد از داروخونه بود
-بله
دوباره پرهام بود :ببخشید مزاحم شدم یه سوال داشتم
-عیبی نداره بپرس
پرهام :اون پماد سوختگی جدید اونو کجا گذاشتید
--خوبه بهت گفتم پیش قرصای ترکیبی گذاشتم
پرهام :آهان راست میگی ببخشید
-خواهش کاری نداری ؟
پرهام:نه ممنون خدافظ
-خدافظ
و قطع کردم این یه چیزی شده که هی زنگ میزنه
کامیار:همکارت بود ؟
-اره
کامیار:معلومه که تازه اومده هنوز جای دارو هارو یاد نگرفته
-آره کارآموزه
کامیار:حالا چیکارش میکنی میزاری بمونه یا بره
-هنوز نمیدونم معلوم نیست بمونه یا بره
کامیار:موفق باشی
مرسی
چه سوالاتی میپرسه اخه به تو چه من با همکارم چیکار کنم والا بچه پرو
برگرفته از رمان گره #ماکانی
دیدگاه ها (۷)

رمان جاذبه ی چشمات پارت ۲۰ 😍 😍 😍 ۲ ساعت بعد ...................

رمان جاذبه ی چشمات 😍 😍 پارت ۲۱ گوشیشو جواب داد :جونم آبجی ...

رمان جاذبه ی چشمات پارت ۱۸ -خب ببین من ترو به عنوان پسر خاله...

رمان جاذبه ی چشمات 😍 😍 پارت ۱۷ کامیار :بیتا یه سوال دارم _...

رمان: ببر من p7بعد از ۷ ساعت مدرسه...

چندپارتی:وقتی ناراحتت میکنه و...pt²جینا حرفی زد که هیچوقت فک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط