دو پارتی بنگ چان

چان_
ات+
مادر ات×

°ویو چان°
یه روز عادی داشتم با ات قدم میزدم چون هر دوتا مون حوصلمون خونه سر رفته بود داشتم قدم میزدم که ات گفت:...
+میخوای امروز بریم خونه مامان ام
_آره چرا که نه خیلی دلم یرای مامانت تنگ شده
+باش پس میریم
(ساعت۹:۳۶pm)
°ویو مادر ات°
تو خونه بودم داشتم خونه رو مرتب میکردم که زنگ خونه خورد،دیدم ات ام تنها دختر ام با شوهر خوش تیپش پشت در ان تز پشت آیفون گفتم:
×سلام مادر،سلام آقای کریس بفرما بالا،
+سلام مامانیی(خوشحالی)
_سلام مادر جان(لبخند)
°ویو ات°
وقتی رفتیم بالا من اول مامان رو بقل کردم چون ۵ماهی بود که درگیر کار و زندگی ام بودم نتونستم به مامان سر یا زنگ بزنم،وقتی بقل امون تموم شد رفت و چان رو بقل کرد و چان ام استقبال کرد.
(نکته:رابطه مادر و دختر و همسر باهم عالیه)
×بفرما مادر
_وای خانم لی خیلی گشنمه
×مگه شام نخوردید؟!
+نه امروز کلا بیرون بودیم
×عه پس بشینید براتون غذا بکشم.
(مادر ات غذا رو کشید)
_ممنون بابت غذا
+ممنون مامانییی
×خواهش میکنم،بخورید
وقتی غذا مون تموم شد به فکر ام رسید یذره کرم بریزم،رفتم و به بهونه حرف زدن با دوست ام لباس ام رو عوض کنم...
*ویو چان*
وقتی داشتم از هانا برای مامان ات میگفتم دیدم ات لباسش رو عوض کرده و همون لباسی که فقط برای خودمون گرفته بودم رو پوشیده بود(لباس ات در پارت ۲)وقتی دیدمش خیلی ت/حریک شدم در حدی که بدن ام داغ کرده بود
*ویو مادر ات*
آقای کریس داشت از خواهرش که خواننده بود میگفت و من هم داشتم بهش گوش میدادم که دیدم ات از اتاق ام اومد بیرون،باشه لباش قرمز مجلسی منم کل کشیدم و بلند شدم و آقای کریس هم از قیافش معلوم بود که تو چه حالی بود منم به بهونه آوردن هندونه ات رو کشوندم تو آشبسخونه و...
×ات اون هندونه رو بیار
+باش
(ات هندونه رو آورد)
×ببینم تو ار جون چان چی میخوای
+چی؟
×برای چی این لباس رو پوشیدی ها
+مامان هیچی،فقط میخوام،(تو گوش مامانش)یذره شیطونی کنم(خنده شیطانی)
_کمک میخواید
+نه ددی داریم میایم(خنده)
_(خنده)...شیطون
*ویو ات*
وقتی داشتیم حرف میزدیم خودم پیچوندم و رفتیم خونه وقتی رسیدیم...
پارت۲...
#چان #استری_کیدز #کی_پاپ #ایران #کره #تصور #کن #تک #پارتی #چند #پارتی (الان ساعت ۱:۲۴am و الان اصلا حوصله هشتگ گذاشتن رو ندارم)
دیدگاه ها (۵)

تصور کن بنگ چان

درخواست اسکیز بدید

تصور کن چان اسمات

تصور کن چان اسمات

پارت ۵ فرشته کوچولو ویو ات ساعت ۷ شب بود که کوک بهم گفت برم ...

موضوع:لج بازی نکن پرنسس...علامت ها : بنگ چان ـ ، ا.ت + ، مام...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۰ویو کوکوقتی دیدم ات نیست به بادریگاردا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط