بعضیوقتا نمیدونم از چی یا از کی ولی فکر میکنم باید معذ
بعضیوقتا نمیدونم از چی یا از کی ولی فکر میکنم باید معذرت خواهی کنم. از خانمی که تو خیابون بهش میخورم، از در ماشین که محکم میبندم، از انگشت کوچیک پام که یادم میره هست و میخوره به پایه مبل، از استخونهای انگشتم که بیهوا میشکونمشون، از دختر گلفروش که کثیفه، از آقای ابی که وقتی داره میخونه صداشو کم میکنم و از تو که بهت دیر رسیدم. بیشتر ناراحت میشم ولی که عذرخواهی میکنم.
ناراحت میشم که میتونستم به خانم تو خیابون نخورم، میتونستم در ماشین و محکم نبندم، میتونستم تنظیم کنم که انگشت کوچیک پام به مبل نخوره، میتونستم استخونهای دستمو نشکونم، میتونستم دختر گلفروش و کثیف نبینم و ببرمش حموم، میتونستم صدای آقای ابی و کم نکنم و ناراحت میشم از اینکه میتونستم به تو دیر نرسم و حالا وقت دوستی کردنمون باشه، نه تازه شناختن.
راستشو بخوای بعضی وقتا که نگاهت میکنم، با خودم میگم یعنی اگه ده سال پیش میدیدمت هم این میشد؟ یا مثلا دو سال پیش؟ من به تمام آدمهایی که زودتر از من داشتنت حسودیم میشه و چقدر بد که این آدما بعضیوقتا بلند میگن که تو رو زودتر داشتن، بیشتر میشناسنت و این منم که همه عمر دیر رسیدم.
ناراحت میشم که میتونستم به خانم تو خیابون نخورم، میتونستم در ماشین و محکم نبندم، میتونستم تنظیم کنم که انگشت کوچیک پام به مبل نخوره، میتونستم استخونهای دستمو نشکونم، میتونستم دختر گلفروش و کثیف نبینم و ببرمش حموم، میتونستم صدای آقای ابی و کم نکنم و ناراحت میشم از اینکه میتونستم به تو دیر نرسم و حالا وقت دوستی کردنمون باشه، نه تازه شناختن.
راستشو بخوای بعضی وقتا که نگاهت میکنم، با خودم میگم یعنی اگه ده سال پیش میدیدمت هم این میشد؟ یا مثلا دو سال پیش؟ من به تمام آدمهایی که زودتر از من داشتنت حسودیم میشه و چقدر بد که این آدما بعضیوقتا بلند میگن که تو رو زودتر داشتن، بیشتر میشناسنت و این منم که همه عمر دیر رسیدم.
- ۴.۴k
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط