قمارسرنوشت
#قمار_سرنوشت
پارت¹⁰
جونهو : دوستی ما خیلی وقته تموم شده
(علامت مین هو +)
+ ولی برای من نه
جونهو : بهت هشدار داده بودم که سمت لونا نری
+ خب حالا که رفتم میخوای چیکار کنی
جونهو : بلایی به سرت میارم که ...
مین هو میپره وسط حرفش
+ تند نرو میدونی که اونا الان پیش منن و هر لحظه ممکنه خبر مرگشون رو بهت بدن
جونهو : بگو چی میخوای ( با داد و اعصبانیت )
+ میخوام بری به همهی مافیا ها بگی که تو هیچی نیستی و تمام این مدت من همه این کار ها رو انجام دادم ( جونهو بهترین مافیا کره است و همه ازش حساب میبردن حتی مین هو هم مجبور بود به حرفاش گوش کنه )
جونهو : هه دیگه چی
+ خیلی خب پس فردا بیا جنازه هاشون رو تحویل بگیر
جونهو : باشه ولی اول باید اونا رو آزاد کنی
+ نشد دیگه اول یه جلسه میزاری اینو میگی بعد منم اونا رو آزاد میکنم
جونهو باشه سردی میگه و گوشی رو قطع میکنه و یه جلسه میزاره که مین هو هم توش هست و میگه که مین هو بهترین مافیاست و تمام مدت همه کار ها رو اون میکرده
ویو لونا
۱ روزه که تو این خراب شده زندانی شدم پس کی میان نجاتمون بدن یعنی اصلا واسه جونهو مهم نیست ؟
یهو یون هو اومد دستامون رو باز کرد
♧ خیلی خب دیگه گمشید برید
لونا با پا میزنه جای حساسش
♧ آی چته
لونا : گمشو آشغال
میگه و دست ته رو میگیره میرن و جونهو رو دم در میبینن که منتظرشونه
پارت¹⁰
جونهو : دوستی ما خیلی وقته تموم شده
(علامت مین هو +)
+ ولی برای من نه
جونهو : بهت هشدار داده بودم که سمت لونا نری
+ خب حالا که رفتم میخوای چیکار کنی
جونهو : بلایی به سرت میارم که ...
مین هو میپره وسط حرفش
+ تند نرو میدونی که اونا الان پیش منن و هر لحظه ممکنه خبر مرگشون رو بهت بدن
جونهو : بگو چی میخوای ( با داد و اعصبانیت )
+ میخوام بری به همهی مافیا ها بگی که تو هیچی نیستی و تمام این مدت من همه این کار ها رو انجام دادم ( جونهو بهترین مافیا کره است و همه ازش حساب میبردن حتی مین هو هم مجبور بود به حرفاش گوش کنه )
جونهو : هه دیگه چی
+ خیلی خب پس فردا بیا جنازه هاشون رو تحویل بگیر
جونهو : باشه ولی اول باید اونا رو آزاد کنی
+ نشد دیگه اول یه جلسه میزاری اینو میگی بعد منم اونا رو آزاد میکنم
جونهو باشه سردی میگه و گوشی رو قطع میکنه و یه جلسه میزاره که مین هو هم توش هست و میگه که مین هو بهترین مافیاست و تمام مدت همه کار ها رو اون میکرده
ویو لونا
۱ روزه که تو این خراب شده زندانی شدم پس کی میان نجاتمون بدن یعنی اصلا واسه جونهو مهم نیست ؟
یهو یون هو اومد دستامون رو باز کرد
♧ خیلی خب دیگه گمشید برید
لونا با پا میزنه جای حساسش
♧ آی چته
لونا : گمشو آشغال
میگه و دست ته رو میگیره میرن و جونهو رو دم در میبینن که منتظرشونه
- ۹۲۹
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط