{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۲

پارت ۴۲

رفتم تو اتاق ا/ت که ببینم خوبه حالش یا نه...
تهیونگ:ا/ت تو اتاقی؟(در و خواستم باز بکنم ولی باز نشد)
تهیونگ:ا/ت خوبی؟....صدامو می شنوی
(خیلی نگران بودم که نکنه دست به خود*شی بزنه سریع رفتم کلید ۲ رو آوردم ولی اصلا تو اتاق نبود که...
ا/ت:جیغغغغغغغغ
تهیونگ:چیههههه
ا/ت:برو بیرون
تهیونگ:برا چی....اووو(ا/ت با حوله بود)
ا/ت:برو بیرون دیگه
تهیونگ:باشه باشه
ادامه دارد...
میدونم این پارت کمه اما جبران میکنم
دیدگاه ها (۷)

رمان:جنایت کارانپارت:2جیسو:سلاااااما/ت:سلام(سرد) تهیونگ:سلام...

هعی🥲🔪😂

رمان:جنایت کارانپارت:1ویو تهیونگاههه..این پلیس ها ولم نمیکنن...

پارت ۴۱شوگا:چیییی😳ب.ا/ت:نشندییی؟؟شوگا:۴ شنبه گفتی آخه مگه چن...

پارت. ۲۶

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

love in the dark⑧⑨چند دقیقه بعدرسیدم و چند نفر اومدن /:شما ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط