رمانجنایت کاران

رمان:جنایت کاران
پارت:1
ویو تهیونگ
اههه..این پلیس ها ولم نمیکنن چطوری باید هم رانندگی کنم هم بهشون شلیک کنم..اوفففففف..او راستی به جیسو گفته بودم پوشش بده
تهیونگ:(زنگ میزنه به جیسو)
جیسو:بله؟
تهیونگ:میتونی پوشش بدی؟
جیسو:باشه
یهو دیدم ماشین پلیسه چپ کرد،گازشو گرفتم و رسیدم به امارت
ا/ت:پخخخخخ
تهیونگ:(پوکر نگاش میکنه)
ا/ت:ام..سلام
تهیونگ:سلام..
ا/ت:خب امروز چطور بود؟
تهیونگ:اعتراف میکنم اگر جیسو نبود مرده بودم(میره روی مبل میشینه)
ا/ت:جیسو..اصن نمیفهمم چرا پیشمون هس
تهیونگ:حسودی نکن..من همیشه تو رو دوست دارم
ا/ت:(میخنده)
خدمتکار:ارباب غذا امادست
ا/ت:بیا بریم غذا بخوریم
تهیونگ:شما امر کن
(به سمت میز میرن و غذا میخورن،یهو جیسو میاد)
جیسو:سلااااااام
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۷)

پارت ۴۲رفتم تو اتاق ا/ت که ببینم خوبه حالش یا نه...تهیونگ:ا/...

رمان:جنایت کارانپارت:2جیسو:سلاااااما/ت:سلام(سرد) تهیونگ:سلام...

پارت ۴۱شوگا:چیییی😳ب.ا/ت:نشندییی؟؟شوگا:۴ شنبه گفتی آخه مگه چن...

رمان(درخواستی)اسم:جنایت کارانشخصیت ها:تهیونگ،هیونجین،جیسو،ا/...

دو رقیب عشقیپارت ۱از زبان ا/ت:زنگ خورد، کتاب هام رو جمع کردم...

تهیونگ تک پارتی غمگینا/ت : سلام من ا/تم و ۲۰ سالمه ، من و ته...

شوهر دو روزه. پارت روال زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط